ارتیاض
معنی
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) رام شدن بر اثر تعلیم، تعلیم یافتن، ریاضت کشیدن، ستم کشیدن برای تعلم.
۲- (مص م.) خوش کردن کسی را.
جست و جوی دقیق
ارتیاض
فرهنگ معین
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) رام شدن بر اثر تعلیم، تعلیم یافتن، ریاضت کشیدن، ستم کشیدن برای تعلم.
۲- (مص م.) خوش کردن کسی را.
۱- (مص ل.) رام شدن بر اثر تعلیم، تعلیم یافتن، ریاضت کشیدن، ستم کشیدن برای تعلم.
۲- (مص م.) خوش کردن کسی را.
ارتیاض
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[ertiyāz]
۱. ریاضت کشیدن.
۲. رنج بردن برای آموختن یا تعلیم گرفتن.
۳. رام شدن بر اثر تعلیم.
[ertiyāz]
۱. ریاضت کشیدن.
۲. رنج بردن برای آموختن یا تعلیم گرفتن.
۳. رام شدن بر اثر تعلیم.
ارتیاض
فرهنگ دهخدا
[اِ] (ع مص) رام شدن. (منتهی الارب). رام شدن بتعلیم. || تعلیم گرفتن. تعلیم یافتن. سختی پذیرفتن. ریاضت پذیرفتن. (زوزنی). ریاضت کشیدن. ستم کشیدن برای تعلیم گرفتن: وزیر ابوالعباس در صناعت دبیری بضاعتی نداشت و بممارست قلم و مدارات ادب ارتیاض نیافته بود. (ترجمهء تاریخ یمینی ص 366). اما کبر سن و تجارب ایام و قدرت(1) بر دقایق سرداری و معرفت مقادیر حشم و ارتیاض بآداب جهانبانی(2) در استثبات ملک و استدامت دولت اصلی مبین و حبلی متین است. (ترجمهء تاریخ یمینی ص 189). || خوش کردن کسی را.
(1) - وقوف. (از نسخهء خطی کتابخانهء مؤلف).
(2) - جهانداری. (نسخهء خطی).
(1) - وقوف. (از نسخهء خطی کتابخانهء مؤلف).
(2) - جهانداری. (نسخهء خطی).
ارتیاض
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ارتیاض
(ع/مصل)ئازارکێشان بەمهبەستی فێربوون، چلەکێشان، ڕیازهت،
(ع/مصل)ئازارکێشان بەمهبەستی فێربوون، چلەکێشان، ڕیازهت،
ارتیاض
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِرتِیاض/
اسم مصدر:
ارتیاض قدیم
1. رام شدن بر اثر تعلیم، تعلیم یافتن، ریاضت کشیدن، ستم کشیدن برای تعلم. خوش کردن کسی را. واژههای مشتق شده: (ارتیاض یافتن)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
عربی
آوایش:
/اِرتِیاض/
اسم مصدر:
ارتیاض قدیم
1. رام شدن بر اثر تعلیم، تعلیم یافتن، ریاضت کشیدن، ستم کشیدن برای تعلم. خوش کردن کسی را. واژههای مشتق شده: (ارتیاض یافتن)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین