ارتماس
معنی
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) به آب فرو شدن، در آب غوطه خوردن.
جست و جوی دقیق
ارتماس
فرهنگ معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) به آب فرو شدن، در آب غوطه خوردن.
ارتماس
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی]
[ertemās] سراپا فرورفتن در آب.
[ertemās] سراپا فرورفتن در آب.
ارتماس
فرهنگ دهخدا
[اِ تِ] (ع مص) به آب فروشدن. (منتهی الارب). فروشدن در آب. اغتماس. انغماس. غمس. در آب غوطه خوردن.
ارتماس
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
ارتماس[ع - مص - م] (ئیرتماس - irtimas)خۆ نقوم کردن لە ئاودا.
ارتماس
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ارتماس
(ع/مصم)چوونەژێرئاو، سەرخستنەژێرئاو، نووقوانی،
(ع/مصم)چوونەژێرئاو، سەرخستنەژێرئاو، نووقوانی،
ارتماس
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِرتِماس/
اسم مصدر:
ارتماس
1. به یکبار در آب فرو رفتن. تمام بدن را در (آب) فرو بردن.
2. به آب فرو شدن، در آب غوطه خوردن. واژههای مشتق شده: (ارتماسی)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
عربی
آوایش:
/اِرتِماس/
اسم مصدر:
ارتماس
1. به یکبار در آب فرو رفتن. تمام بدن را در (آب) فرو بردن.
2. به آب فرو شدن، در آب غوطه خوردن. واژههای مشتق شده: (ارتماسی)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین