ارتش
معنی
(اَ تِ) (اِ.) نیروهای نظامی یک کشور.
هممعنا / پادمعنا
- جند، جیش، خیل، سپاه، فوج، قشون، گند، لشکر، نظام
جست و جوی دقیق
ارتش
فرهنگ معین
(اَ تِ) (اِ.) نیروهای نظامی یک کشور.
ارتش
فرهنگ عمید
(اسم) (نظامی)
[arteš]
۱. مجموع نیروهای نظامی یک کشور.
۲. بخشی از نیروی نظامی بعضی از کشورها.
[arteš]
۱. مجموع نیروهای نظامی یک کشور.
۲. بخشی از نیروی نظامی بعضی از کشورها.
ارتش
فرهنگ دهخدا
[اَ تِ] (اِ) لغتی که در این ایام به مجموع سپاهیان مملکت داده اند(1). رجوع به ارتشتار و ارتیشدار شود.
(1) - و این کلمه جزئی از کلمهء «ارتیشدار» لغت نامه هاست بمعنی سپاهی و لشکری که در اصل از «ارتشتار» پهلوی است بمعنی سپاهی و مسعودی ارتشتاران سالار را بمعنی فرماندهء سپاه، یاد کرده است.
(1) - و این کلمه جزئی از کلمهء «ارتیشدار» لغت نامه هاست بمعنی سپاهی و لشکری که در اصل از «ارتشتار» پهلوی است بمعنی سپاهی و مسعودی ارتشتاران سالار را بمعنی فرماندهء سپاه، یاد کرده است.
ارتش
فرهنگ دهخدا
[اَ تَ] (اِخ) رودیست در جنوب کیماک. (حدود العالم).
ارتش
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
ارتش[ا] (ئەرتیش - ertiş)قۆشەن، لەشکر، کۆی سوپاییانی یەک وڵات.
ارتش
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ارتش
(ا)ئاتەش، ئەرتەش، سپا، سوپا، قۆشوون، قۆشەن، لەشکر،
(ا)ئاتەش، ئەرتەش، سپا، سوپا، قۆشوون، قۆشەن، لەشکر،
ارتش
واژهنامه هژار (فارسی به کردی)
قۆشهن
ارتش
واژگان مصوب فرهنگستان
[علوم نظامی] Army
سازمان نظامی کل یک کشور
سازمان نظامی کل یک کشور
ارتش
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/اَرتِش/
اسم:
ارتش نظامی
1. مجموع نیروهای (نظامی) یک کشور. سپاه، لشکر. (آرتش).
2. بخشی یا یکی از نیروهای نظامی بعضی کشورها.
3. برگرفته از (ارتیشتار) فرد متعلق به طبقه (سپاهیان) در زمان (ساسانیان). کهنواژه:
4. :ارتش ممکن است در (زبان معیار باستان) به دو بخش اَر - تِش قابل تجزیه باشد ولی (تَش) به زبان لُری قدیم ظاهراً به معنی قبیله بوده است. تَش درویش آدمی به معنی قبیله درویش آدمی.
ایتالیایی: (esercito)
انگلیسی: (army)
فارسی
آوایش:
/اَرتِش/
اسم:
ارتش نظامی
1. مجموع نیروهای (نظامی) یک کشور. سپاه، لشکر. (آرتش).
2. بخشی یا یکی از نیروهای نظامی بعضی کشورها.
3. برگرفته از (ارتیشتار) فرد متعلق به طبقه (سپاهیان) در زمان (ساسانیان). کهنواژه:
4. :ارتش ممکن است در (زبان معیار باستان) به دو بخش اَر - تِش قابل تجزیه باشد ولی (تَش) به زبان لُری قدیم ظاهراً به معنی قبیله بوده است. تَش درویش آدمی به معنی قبیله درویش آدمی.
ایتالیایی: (esercito)
انگلیسی: (army)
ارتش
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
ارتش ، سازمان نظامی و مجموعهای متشکل از نیروهای مسلح و قوای نظامی یک کشور است که وظیفه حفاظت از مردم و کشور و مقابله در برابر تهدیدها و تهاجمات خارجی، دفاع و مبارزه با دشمنان و حفاظت از مرزهای زمینی، آبهای سرزمینی و حریم هوایی و گاه انجام سایر امور نظامی را بر عهده دارد. ارتشها معمولاً از سه نیروی اصلی زمینی، هوایی و دریایی و همچنین سایر نیروهای از جمله نیروی فضایی، تفنگداران دریایی یا گارد ساحلی، پدافند هوایی و غیره تشکیل میشوند که همگی تحت فرماندهی یک ستاد مشترک فعالیت میکنند. اعضای یک ارتش با یونیفرم نظامی مشخص قابل شناسایی هستند. به عنوان مثال ارتش چین با بیش از دو میلیون پرسنل فعال از بزرگترین ارتش های جهان است که از چهار شاخه نیروی زمینی، نیروی دریایی، نیروی هوایی و نیروی موشکی تشکیل شده است.