ارتداع
معنی
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[ertedā] بازایستادن و خودداری کردن از کاری.
جست و جوی دقیق
ارتداع
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[ertedā] بازایستادن و خودداری کردن از کاری.
[ertedā] بازایستادن و خودداری کردن از کاری.
ارتداع
فرهنگ دهخدا
[اِ تِ] (ع مص) آلوده شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). آلوده شدن بچیزی. (منتهی الارب). || وازده شدن از کاری. (زوزنی). از کاری بازایستادن. (تاج المصادر بیهقی). بازایستادن. || برگردیدن. (منتهی الارب). || بازداشته شدن (از کاری). || اثر گرفتن از رنگ و بوی چیزی. (آنندراج).
ارتداع
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
ارتداع[ع - مص - ل] (ئیرتیداء - irtada’)گەڕانەوە، زفرین.
ارتداع
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ارتداع
(ع/مصل)
تێوەچوون،
وەستانوخۆبواردن لەکارێک،
(ع/مصل)
تێوەچوون،
وەستانوخۆبواردن لەکارێک،
ارتداع
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِرتِداع/
اسم مصدر:
ارتداع قدیم
1. بازایستادن و خودداری کردن از کاری.
2. :چنان خواند خطبه را که از استماع آن، منتسکان را انتفاع باشد و متهتکان را ارتداع. «(وطواط)»
فرهنگ بزرگ سخن
عربی
آوایش:
/اِرتِداع/
اسم مصدر:
ارتداع قدیم
1. بازایستادن و خودداری کردن از کاری.
2. :چنان خواند خطبه را که از استماع آن، منتسکان را انتفاع باشد و متهتکان را ارتداع. «(وطواط)»
فرهنگ بزرگ سخن