ارتجاع
معنی
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) بازگشتن.
۲- (اِمص.) بازگشت.
۳- (مص م.) باز - گردانیدن.
۴- (ص.) نیروهای کهنه گرا و مخالف پیشرفت و تمدن.
برابر فارسی
- ارتجاع
هممعنا / پادمعنا
- تحجر، کهنهگرایی، محافظهکاری، نوستیزی، واپسگرایی ≠ تجدد، نوگرایی
جست و جوی دقیق
ارتجاع
فرهنگ معین
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) بازگشتن.
۲- (اِمص.) بازگشت.
۳- (مص م.) باز - گردانیدن.
۴- (ص.) نیروهای کهنه گرا و مخالف پیشرفت و تمدن.
۱- (مص ل.) بازگشتن.
۲- (اِمص.) بازگشت.
۳- (مص م.) باز - گردانیدن.
۴- (ص.) نیروهای کهنه گرا و مخالف پیشرفت و تمدن.
ارتجاع
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی]
[ertejā]
۱. بازگشتن به حال اول؛ برگشتن.
۲. [مجاز] ضدیت و مخالفت با تجدد جامعه و تمایل به اوضاع قدیمی.
[ertejā]
۱. بازگشتن به حال اول؛ برگشتن.
۲. [مجاز] ضدیت و مخالفت با تجدد جامعه و تمایل به اوضاع قدیمی.
ارتجاع
فرهنگ سره
واپسگرایی
ارتجاع
فرهنگ دهخدا
[اِ تِ] (ع مص) اشتر بفروختن و به بهای آن دیگری خریدن سود را. فروختن ناقه و ببهای آن دیگری خریدن. (منتهی الارب). || عطا که داده باشی بازستدن. (زوزنی). بخشیده را بازگرفتن. || بازگردانیدن. (زوزنی) (غیاث). واگردانیدن. || بازگشتن. بازگشت. || (اِ) عکس العمل(1) .
-قابل ارتجاع؛ لمس. خم پذیر.
-قابلیت ارتجاع؛(2) خم پذیری.
(1) - Reaction.
(2) - elasticite.
-قابل ارتجاع؛ لمس. خم پذیر.
-قابلیت ارتجاع؛(2) خم پذیری.
(1) - Reaction.
(2) - elasticite.
ارتجاع
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
ارتجاع[ع - ا - مص - م] (ئیرتیجال - irtical)قسەکردنی یەکسەری، شیعر گوتنی بێ وەستان.
ارتجاع
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ارتجاع
(ع/مصل)دژایهتی دەگەڵنوێخوازی(لەسیاسهتدا)، ڤەزڤڕیان، کۆنهبیری، کۆنهپەرستی، کێش ئاسایی، گەڕانەوە، گەڕانەوەسەردۆخیپێشوو، وەرگەڕان،
(ع/مصل)دژایهتی دەگەڵنوێخوازی(لەسیاسهتدا)، ڤەزڤڕیان، کۆنهبیری، کۆنهپەرستی، کێش ئاسایی، گەڕانەوە، گەڕانەوەسەردۆخیپێشوو، وەرگەڕان،
ارتجاع
واژهنامه هژار (فارسی به کردی)
کۆنهپهرستی
ارتجاع
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِرتِجاع/
اسم مصدر:
ارتجاع
1. بازگشت؛ برگشتن به حالت اول.
2. (مجاز): مخالفت با تغییر و (نوآوری) در جامعه با تقدیس قوانین و سنتهای گذشته.
3. نیروهای کهنه گرا و مخالف پیشرفت و تمدن.
انگلیسی: (stretch)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
عربی
آوایش:
/اِرتِجاع/
اسم مصدر:
ارتجاع
1. بازگشت؛ برگشتن به حالت اول.
2. (مجاز): مخالفت با تغییر و (نوآوری) در جامعه با تقدیس قوانین و سنتهای گذشته.
3. نیروهای کهنه گرا و مخالف پیشرفت و تمدن.
انگلیسی: (stretch)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
ارتجاع
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
ارتجاع میتواند به موارد زیر اشاره کند: * ارتجاع (علوم سیاسی) * بنیادگرایی * کشسانی * همایستایی * ارتجاع (فیلم) * ارتجاع (مهندسی و ساختمانسازی) رده:صفحههای ابهامزدایی علم