ادوار
معنی
( اَ) [ ع. ] (اِ.)۱ - جِ دور؛ گردشها، زمان -ها.
۲- دوایر نود و یک گانه موسیقی.
برابر فارسی
- ادوار
جست و جوی دقیق
ادوار
فرهنگ معین
( اَ) [ ع. ] (اِ.)۱ - جِ دور؛ گردشها، زمان -ها.
۲- دوایر نود و یک گانه موسیقی.
۲- دوایر نود و یک گانه موسیقی.
ادوار
فرهنگ عمید
(اسم) [عربی، جمعِ دَور]
[advār]
۱. مراحل؛ دورهها: ادوار زندگی.
۲. زمانها.
۳. (موسیقی) = مَقام
[advār]
۱. مراحل؛ دورهها: ادوار زندگی.
۲. زمانها.
۳. (موسیقی) = مَقام
ادوار
فرهنگ سره
دوره ها
ادوار
فرهنگ دهخدا
[اَدْ] (ع اِ) جِ دَور. گردشها.
- ادوار، یا ادوار سنین؛ دوره ای که احکامیان و منجمین برای هر کوکبی از بدو خلقت تا امروز قائل شده اند و آنرا بفارسی هزارات گویند.
|| گردشهای فلک یعنی زمانها. (از منتخب، بنقل غیاث) : و احوال قرون ماضی در ادوار مستقبل معلوم ایشان شود. (رشیدی). || جِ دار، بمعنی سرای. (منتهی الارب). || علم ادوار؛ علم موسیقی.
- ادوار، یا ادوار سنین؛ دوره ای که احکامیان و منجمین برای هر کوکبی از بدو خلقت تا امروز قائل شده اند و آنرا بفارسی هزارات گویند.
|| گردشهای فلک یعنی زمانها. (از منتخب، بنقل غیاث) : و احوال قرون ماضی در ادوار مستقبل معلوم ایشان شود. (رشیدی). || جِ دار، بمعنی سرای. (منتهی الارب). || علم ادوار؛ علم موسیقی.
ادوار
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
ادوار[ع - ا - مص] (ئەدڤار - edvar)دەورو زەمانە.
ادوار
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ادوار
(اَدوار - ع/ا/ج)چەرخەکان، خولەکان، دەورەکان، ڕۆژگارەکان، زەمانەکان، قۆناغەکان، گەڕەکان،
(اَدوار - ع/ا/ج)چەرخەکان، خولەکان، دەورەکان، ڕۆژگارەکان، زەمانەکان، قۆناغەکان، گەڕەکان،
ادوار
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اَدوار/
اسم:
ادوار
1. دورهها، مراحل.زمانها، گردشها. جمع دِور.
2. (موسیقیایرانی): مقامها. دوایر نودویک گانه موسیقی. واژههای مشتق شده: (ادواری)
انگلیسی: (dark ages)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
(En:dark ages)
عربی
آوایش:
/اَدوار/
اسم:
ادوار
1. دورهها، مراحل.زمانها، گردشها. جمع دِور.
2. (موسیقیایرانی): مقامها. دوایر نودویک گانه موسیقی. واژههای مشتق شده: (ادواری)
انگلیسی: (dark ages)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
(En:dark ages)