اخروش
معنی
(اسم) ‹خروش› [قدیمی]
[oxruš] شور و غوغا.
جست و جوی دقیق
اخروش
فرهنگ عمید
(اسم) ‹خروش› [قدیمی]
[oxruš] شور و غوغا.
[oxruš] شور و غوغا.
اخروش
فرهنگ دهخدا
[اُ] (اِ) خروش. شور و غوغا. (برهان قاطع) :
شادی و خوشی امروز به از دوش کنم
بجهم(1) دست زنم نعره و اخروش کنم.
منجیک (از شعوری).
و در دیوان منوچهری در مسمطی بنام منوچهری آمده است.
(1) - در دیوان منوچهری: بچمم، و تصحیح قیاسی است.
شادی و خوشی امروز به از دوش کنم
بجهم(1) دست زنم نعره و اخروش کنم.
منجیک (از شعوری).
و در دیوان منوچهری در مسمطی بنام منوچهری آمده است.
(1) - در دیوان منوچهری: بچمم، و تصحیح قیاسی است.
اخروش
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
اخروش[ا] (ئوخروش - uxrûş)ئاژاوە، هەراو هەنگامە.
اخروش
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
اخروش
(اُخروش - ا)دەنگوهەرا، گرمە، گورمژ، گوڕە، نەڕە، هاوار، هەرا، هەڵڵا،
(اُخروش - ا)دەنگوهەرا، گرمە، گورمژ، گوڕە، نەڕە، هاوار، هەرا، هەڵڵا،