اخته
معنی
(اَ تِ) [ تر. ] (ص. اِ.)انسان یا حیوانی که بیضههایش را کشیده باشند، بی خایه. خواجه نیز گویند.
هممعنا / پادمعنا
- آغا، بیخایه، خصی، خواجه، مقطوعالنفس، مقطوعالنسل
جست و جوی دقیق
اخته
فرهنگ معین
(اَ تِ) [ تر. ] (ص. اِ.)انسان یا حیوانی که بیضههایش را کشیده باشند، بی خایه. خواجه نیز گویند.
اخته
فرهنگ عمید
(صفت) [ترکی] ‹آخته›
[axte]
۱. ویژگی مرد یا حیوان نر که بیضهاش را کشیده باشند؛ خایهکشیده.
۲. [عامیانه، مجاز] ویژگی مرد ترسو و فاقد صفات مردانگی.
۳. (اسم) [قدیمی] اسب.
[axte]
۱. ویژگی مرد یا حیوان نر که بیضهاش را کشیده باشند؛ خایهکشیده.
۲. [عامیانه، مجاز] ویژگی مرد ترسو و فاقد صفات مردانگی.
۳. (اسم) [قدیمی] اسب.
اخته
فرهنگ دهخدا
[اَ تَ / تِ] (ترکی، ص، اِ)خایه بیرون کشیده. (برهان). بی خایه. جانور خایه کشیده عموماً و اسب(1) خصوصاً. چاروای خایه بیرون کشیده. مقطوع. آخته. خصی. خواجه: خروس اخته. یابوی اخته. ج، اختگان، اخته ها (در مورد اسب) .
شب قضیم اختگانت زارتفاع سنبله
می کند حاصل بدوش کهکشان می آورد.
سلمان ساوجی.
- امثال: سگ به دستش نمی توان داد تا اخته کند، نظیر: سرمه را از چشم می زند (یا می رباید)؛ بسیار در دزدی چابک و چست است. (امثال و حکم).
(1) - Hongre.
شب قضیم اختگانت زارتفاع سنبله
می کند حاصل بدوش کهکشان می آورد.
سلمان ساوجی.
- امثال: سگ به دستش نمی توان داد تا اخته کند، نظیر: سرمه را از چشم می زند (یا می رباید)؛ بسیار در دزدی چابک و چست است. (امثال و حکم).
(1) - Hongre.
اخته
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
اخته
(تر/ص.ا)
ئەختە، ئێختە، تۆمڕژیاگ، تۆوڕژاو، خاجە (مرۆ)، خواجا(مرۆ)، خواجە (مرۆ)، خەساندی، خەساو، خەسیا، خەسیاگ، خەسیاو، خەسیای، خەسێنراو، خەسیو، گوندەراتوو، گوندەرهاتگ، گون دەرهاتوو، گونۆ، لهپیاوهتیخراو، یەختە، یێختە،
ئەختە، ئێختە، داری شینی سەرقرتاو، یەختە، یێختە،
(تر/ص.ا)
ئەختە، ئێختە، تۆمڕژیاگ، تۆوڕژاو، خاجە (مرۆ)، خواجا(مرۆ)، خواجە (مرۆ)، خەساندی، خەساو، خەسیا، خەسیاگ، خەسیاو، خەسیای، خەسێنراو، خەسیو، گوندەراتوو، گوندەرهاتگ، گون دەرهاتوو، گونۆ، لهپیاوهتیخراو، یەختە، یێختە،
ئەختە، ئێختە، داری شینی سەرقرتاو، یەختە، یێختە،
اخته
واژهنامه هژار (فارسی به کردی)
ئهخته
اخته
گویش گیلکی
ذخیره , همچنین اخته ,
اخته
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
پهلوی
آوایش:
/اَختِه/
صفت:
اخته
1. ویژگی انسان یا حیوان نر که بیضههایش را کشیده باشند. بیخایه، (خواجه).
2. (گفتگو): ویژگی مرد فاقد صفات مردانگی، بیدست و پا.
3. (قدیم): اسب. واژههای مشتق شده: (اخته کردن)، (اخته سر)، (اخته چی)، (اخته خانه)، (اخته زغال)
ایتالیایی: (castrato)
انگلیسی: (eunuch)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
پهلوی
آوایش:
/اَختِه/
صفت:
اخته
1. ویژگی انسان یا حیوان نر که بیضههایش را کشیده باشند. بیخایه، (خواجه).
2. (گفتگو): ویژگی مرد فاقد صفات مردانگی، بیدست و پا.
3. (قدیم): اسب. واژههای مشتق شده: (اخته کردن)، (اخته سر)، (اخته چی)، (اخته خانه)، (اخته زغال)
ایتالیایی: (castrato)
انگلیسی: (eunuch)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین