اختطاف
معنی
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
۱- ربودن همچون برق.
۲- خیره کردن چشم.
جست و جوی دقیق
اختطاف
فرهنگ معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
۱- ربودن همچون برق.
۲- خیره کردن چشم.
۱- ربودن همچون برق.
۲- خیره کردن چشم.
اختطاف
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[extetāf] بهسرعت قاپیدن؛ ربودن.
[extetāf] بهسرعت قاپیدن؛ ربودن.
اختطاف
فرهنگ دهخدا
[اِ تِ] (ع مص) خَطف. ربودن. (منتهی الارب). ربودن همچو برق. (غیاث اللغات). || اختطاف حمی کسی را؛ دور شدن تب از او. || استراق سمع کردن شیطان. || اِمتلاس. خیره کردن چشم.
اختطاف
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
اختطاف[ع - مص - م] (ئیختیتاف - ixtîtaf)ڕەڤاندن، رفاندن، ئەڕفانای، قەپاندن.
اختطاف
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
اختطاف
(اِختِطاف - ع/مصم)ڕفاندران، ڕفاندن، ڕفێنران، ڕەوێندران، فڕاندن،
(اِختِطاف - ع/مصم)ڕفاندران، ڕفاندن، ڕفێنران، ڕەوێندران، فڕاندن،
اختطاف
واژهنامه عربی به فارسی
عمل ربودن (زن و بچه و غيره) , ربايش , دورشدگي , دوري از مرکز بدن , قياسي , قياس , دزدي هواپيما وساير وساءط نقليه ومسافران ان
اختطاف
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِختِطاط/
اسم مصدر:
اختطاف قدیم
1. چیزی را به سرعت ربودن. ربودن همچون برق.
2. (قید): خیره کردن چشم.
فرهنگ بزرگ سخن/فرهنگ لغت معین
عربی
آوایش:
/اِختِطاط/
اسم مصدر:
اختطاف قدیم
1. چیزی را به سرعت ربودن. ربودن همچون برق.
2. (قید): خیره کردن چشم.
فرهنگ بزرگ سخن/فرهنگ لغت معین