اختزال
معنی
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[extezāl]
۱. خودکامگی.
۲. خیانت در امانت.
جست و جوی دقیق
اختزال
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[extezāl]
۱. خودکامگی.
۲. خیانت در امانت.
[extezāl]
۱. خودکامگی.
۲. خیانت در امانت.
اختزال
فرهنگ دهخدا
[اِ تِ] (ع مص) تنها و منفرد بودن. || انداختن. || بریدن. اقتطاع. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). پاره ای از چیزی بریدن. پاره کردن. || بریده شدن. انقطاع. || انفراد. انفراد برأی. || حذف. || از میان بردن : هرآنچه در ایام هرج و مرج از دخل و خرج اندوخته بودند و باختزال و استنکال فراهم آورده از ایشان بستد بلطف و عنف. (ترجمهء تاریخ یمینی). || خیانت کردن :نسبت اختزالی بدو کردند. (ترجمهء تاریخ یمینی). || مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون گوید: اختزال، در لغت بریدن را گویند. و نزد اهل معانی نوعی از حذف باشد، چنانکه شرح آن در ضمن معنی کلمهء حذف در سابق بیان شد.
اختزال
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
اختزال
(اِختِزال - ع/مصم)
تەنیابوون، تەنیایی،
قوتکردن، کەمکردنەوە، کورتکردنەوە، لێکردنەوە،
خەیانهتلەوئەمانهتدا، خەیانهتلەسپاردەدا،
ئدا، ئداداشتن، ئداکردن، سەربزێوی، سەرکێشی، ملهوڕی،
(اِختِزال - ع/مصم)
تەنیابوون، تەنیایی،
قوتکردن، کەمکردنەوە، کورتکردنەوە، لێکردنەوە،
خەیانهتلەوئەمانهتدا، خەیانهتلەسپاردەدا،
ئدا، ئداداشتن، ئداکردن، سەربزێوی، سەرکێشی، ملهوڕی،
اختزال
واژهنامه عربی به فارسی
تند نويسي , مختصر نويسي
اختزال
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِختِزال/
اسم مصدر:
اختزال قدیم
1. سرکشی، خودکامگی.
2. :چون مانعی و زاجری نداشتند، طریق خبط و اختزال سپردند. «(آقسرایی)»
فرهنگ بزرگ سخن
عربی
آوایش:
/اِختِزال/
اسم مصدر:
اختزال قدیم
1. سرکشی، خودکامگی.
2. :چون مانعی و زاجری نداشتند، طریق خبط و اختزال سپردند. «(آقسرایی)»
فرهنگ بزرگ سخن