اخترمه
معنی
(اَ تَ مِ یا مَ) [ تر - مغ. ] (اِ.) در میان ایلهای کرمانشاه «یخترمه» نیز گویند. اسب و سلاح و بار و بنه دشمن که پس از کشتن وی تصاحب کنند.
جست و جوی دقیق
اخترمه
فرهنگ معین
(اَ تَ مِ یا مَ) [ تر - مغ. ] (اِ.) در میان ایلهای کرمانشاه «یخترمه» نیز گویند. اسب و سلاح و بار و بنه دشمن که پس از کشتن وی تصاحب کنند.
اخترمه
فرهنگ عمید
(اسم) [ترکی] [قدیمی]
[axtarme] غنایمی که در جنگ از دشمن شکستخورده بهدست میآید.
[axtarme] غنایمی که در جنگ از دشمن شکستخورده بهدست میآید.
اخترمه
فرهنگ دهخدا
[اَ تَ مَ / مِ] (ترکی، اِ) اسب و سلاح و بار و بنهء دشمن که بعد از هزیمت و کشته شدن از وی بدست می آید. اصلش از آختارماخ ترکی است یعنی جستجو کردن. (یادداشت لغت نامه) : متهوران شجاعت پیشه تا چهار فرسخ تعاقب نموده سر و اخترمه بیشمار و کسیب بسیار از آن لشکر... گرفته. (مجمل التواریخ ابوالحسن گلستانه). شاه درّانی تا بیست فرسخ آنها را تعقیب نموده سر و اخترمه بیشمار از آنها گرفته. (مجمل التواریخ ابوالحسن گلستانه).
اخترمه
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
ترکی
آوایش:
/اَختَرمه/
اسم:
اخترمه قدیم
1. مجموعه غنایم بازمانده از (دشمن) مغلوب. معرب (آختارمه).
2. در میان ایلهای کرمانشاه «(یخترمه)» نیز گویند. اسب و سلاح و بار و بنه دشمن که پس از کشتن وی تصاحب کنند.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
ترکی
آوایش:
/اَختَرمه/
اسم:
اخترمه قدیم
1. مجموعه غنایم بازمانده از (دشمن) مغلوب. معرب (آختارمه).
2. در میان ایلهای کرمانشاه «(یخترمه)» نیز گویند. اسب و سلاح و بار و بنه دشمن که پس از کشتن وی تصاحب کنند.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین