احتقان
معنی
(اسم مصدر) [عربی] (پزشکی)
[ehteqān]
۱. بند آمدن بول؛ شاشبند شدن.
۲. جمع شدن خون یا مادۀ دیگر در قسمتی از بدن.
۳. [قدیمی] حقنه کردن؛ اماله کردن.
هممعنا / پادمعنا
- خفگی
جست و جوی دقیق
احتقان
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی] (پزشکی)
[ehteqān]
۱. بند آمدن بول؛ شاشبند شدن.
۲. جمع شدن خون یا مادۀ دیگر در قسمتی از بدن.
۳. [قدیمی] حقنه کردن؛ اماله کردن.
[ehteqān]
۱. بند آمدن بول؛ شاشبند شدن.
۲. جمع شدن خون یا مادۀ دیگر در قسمتی از بدن.
۳. [قدیمی] حقنه کردن؛ اماله کردن.
احتقان
فرهنگ دهخدا
[اِ تِ] (ع مص) درد شکم گرفتن از بند آمدن بول. شاشبند شدن. شاشبند. حبس البول. || احتباس مواد در تن. || بازداشتن. || نگاه داشتن. || احتقنت الروضه؛ اشرفت جوانبها علی سرارها. (منتهی الارب). || حقنه کردن. اماله کردن. تنقیه کردن. || خویشتن حقنه کردن. (زوزنی). || با داروی ریختنی با محقنه مداوا کردن. || احتقان دم؛(1) میل الدّم. غلبهء دموی (اصطلاح طب) . || احتقان دم کسی؛ بازداشتن از ریختن خون او : تا چون نائرهء غضب سلطان تسکین یافت بر آن مساکین رحمت کرد و به احتقان دماء ایشان اشارت فرمود. (جهانگشای جوینی). || احتقان رکودی (اصطلاح طب)(2).
(1) - Hyperemie, congestion.
(2) - Congestion passive.
(1) - Hyperemie, congestion.
(2) - Congestion passive.
احتقان
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
احتقان[ع - مص - م] (ئیهتیغان - ihtixan)میزگیران، بەندبوونی خوێن یان هەر ماددەیەکی دی لە لەشدا.
احتقان
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
احتقان
(اِحتِقار - ع/مصل)پهتران، گرفت، گیران،
(اِحتِقار - ع/مصل)پهتران، گرفت، گیران،
احتقان
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِحتِقان/
اسم مصدر:
احتقان پز
1. تجمع بیش از حد (خون) در هر یک از اعضای (بدن)، مانند بافت ریه یا مخاط بینی. (احتقان بینی).
2. :احتقان آن بُوَد که چیزی آمدنی اندر تن بمانَد و نیاید. «(اخوینی)»
3. (قدیم): (تنقیه) کردن، (اماله) کردن.
4. اِحْتِقان: در (گویش گنابادی) یعنی سوزش بدن ، گُر گرفتگی ، آتش گرفتن.
انگلیسی: (congestion)
فرهنگ بزرگ سخن
(En:congestion)
عربی
آوایش:
/اِحتِقان/
اسم مصدر:
احتقان پز
1. تجمع بیش از حد (خون) در هر یک از اعضای (بدن)، مانند بافت ریه یا مخاط بینی. (احتقان بینی).
2. :احتقان آن بُوَد که چیزی آمدنی اندر تن بمانَد و نیاید. «(اخوینی)»
3. (قدیم): (تنقیه) کردن، (اماله) کردن.
4. اِحْتِقان: در (گویش گنابادی) یعنی سوزش بدن ، گُر گرفتگی ، آتش گرفتن.
انگلیسی: (congestion)
فرهنگ بزرگ سخن
(En:congestion)