اجمالا
معنی
(قید) [عربی]
[ejmālan] بهاجمال؛ بهاختصار؛ بهطور خلاصه.
برابر فارسی
- اجمالا
هممعنا / پادمعنا
- بالاجمال، مختصر
جست و جوی دقیق
اجمالا
فرهنگ عمید
(قید) [عربی]
[ejmālan] بهاجمال؛ بهاختصار؛ بهطور خلاصه.
[ejmālan] بهاجمال؛ بهاختصار؛ بهطور خلاصه.
اجمالا
فرهنگ سره
به کوتاهی
اجمالا
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِجمالاً/
قید:
اجمالا
1. بطور خلاصه و مختصر، اختصاراً.
2. :مختصر حقیقتگویی بود که اجمالاً اشاره شد. «(افضلالملک)»
انگلیسی: (glimpse)
فرهنگ بزرگ سخن
(En:glimpse)
عربی
آوایش:
/اِجمالاً/
قید:
اجمالا
1. بطور خلاصه و مختصر، اختصاراً.
2. :مختصر حقیقتگویی بود که اجمالاً اشاره شد. «(افضلالملک)»
انگلیسی: (glimpse)
فرهنگ بزرگ سخن
(En:glimpse)