اجرت
معنی
(اُ رَ) [ ع. اجره ] (اِ.)
۱- مزد، دستمزد.
۲- کرایه.
برابر فارسی
- اجرت
هممعنا / پادمعنا
- اجر، پاداش، پایمزد، حقالعمل، حقالقدم، دسترنج، دستمزد، کرایه، مزد
جست و جوی دقیق
اجرت
فرهنگ معین
(اُ رَ) [ ع. اجره ] (اِ.)
۱- مزد، دستمزد.
۲- کرایه.
۱- مزد، دستمزد.
۲- کرایه.
اجرت
فرهنگ عمید
(اسم) [عربی: اجرة، جمعِ اُجَر]
[ojrat]
۱. مزد؛ مزد کار؛ دستمزد.
۲. کرایه.
[ojrat]
۱. مزد؛ مزد کار؛ دستمزد.
۲. کرایه.
اجرت
فرهنگ سره
دستمزد؛ مزد
اجرت
فرهنگ دهخدا
[اُ رَ] (ع اِ) اُجْرَه. بَدَل. || مزد. مزد کار. حق القدم. دست مزد : چون روز به آخر رسید مزدور اجرت خواست. (کلیله و دمنه). || کرایه : یارش از کشتی به درآمد که پشتی کند همچنین درشتی دید... چاره جز آن ندانستند که با او بمصالحت گرایند و به اجرت کشتی مسامحت کنند. (گلستان). || قیمتی که در مقابل استفاده از منافع بر عهدهء شخص مستقر میشود. مستأجر با قبض موضوع اجاره و گذشتن مدتی که در ظرف آن استیفای منافع ممکن بود، مدیون اجرت میشود اگرچه انتفاعی هم نبرده باشد.
- اجره المثل؛ اجرتی که برای تعیین مقدار آن اجرت امثال موضوع اجاره مورد نظر قرار میگیرد. در مواردی که عقد اجاره بسبب فقد شرطی باطل و یا اصلاً عقدی منعقد نشده و شخص هم از شی ء منتفع شده باشد، بر عهدهء او است که اجره المثل بموجر یا مالک بدهد.
- اجره المسمی؛ اجرتی که در عقد اجاره معین شده است.
|| تَشک. تسک یعنی طسق، وظیفه ای که بر اصناف زروع نهند بر هر جریبی و آن را بفارسی تشک گویند یعنی اجرت. (مفاتیح خوارزمی ص 39).
- اجره المثل؛ اجرتی که برای تعیین مقدار آن اجرت امثال موضوع اجاره مورد نظر قرار میگیرد. در مواردی که عقد اجاره بسبب فقد شرطی باطل و یا اصلاً عقدی منعقد نشده و شخص هم از شی ء منتفع شده باشد، بر عهدهء او است که اجره المثل بموجر یا مالک بدهد.
- اجره المسمی؛ اجرتی که در عقد اجاره معین شده است.
|| تَشک. تسک یعنی طسق، وظیفه ای که بر اصناف زروع نهند بر هر جریبی و آن را بفارسی تشک گویند یعنی اجرت. (مفاتیح خوارزمی ص 39).
اجرت
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
اجرت
(ع/ا)ئجر، بەرات، پاداشتی کار، پێمزک، جەمەک، حەق، حەقدەس، حەقدەست، حەقیکار، کارانە، کرا، کراهە، کرێ، کرێژۆک، ماجو، مز، مزە، مژ، هافە، هەق، هەقدەست،
(ع/ا)ئجر، بەرات، پاداشتی کار، پێمزک، جەمەک، حەق، حەقدەس، حەقدەست، حەقیکار، کارانە، کرا، کراهە، کرێ، کرێژۆک، ماجو، مز، مزە، مژ، هافە، هەق، هەقدەست،
اجرت
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اُجرَت/
اسم:
اجرت
1. دستمزد، مزدِ کار. (اجرة).
2. :هر سه چهار هفته یکبار ... قسمتی از اجرت خود را دریافت میکرد.
3. کرایه، مالالاجاره. واژههای مشتق شده: (اجرت دادن)، (اجرت گرفتن)، (اجرتالمثل)، (اجرتالمسمی)
ایتالیایی: (salario)
انگلیسی: (wage)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
عربی
آوایش:
/اُجرَت/
اسم:
اجرت
1. دستمزد، مزدِ کار. (اجرة).
2. :هر سه چهار هفته یکبار ... قسمتی از اجرت خود را دریافت میکرد.
3. کرایه، مالالاجاره. واژههای مشتق شده: (اجرت دادن)، (اجرت گرفتن)، (اجرتالمثل)، (اجرتالمسمی)
ایتالیایی: (salario)
انگلیسی: (wage)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
اجرت
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
دستمزد، اجرت، حقالزحمه یا حقالسعی بر اساس قانون کار جمهوری اسلامی ایران، به مبلغی گفته میشود که در ازای کار یا خدمات ارائه شده توسط یک شخص به او پرداخت میشود. دستمزدها شامل پاداشها، حق کمیسیون، دستمزد دوره تعطیلات، دستمزد قانونی دوره بیماری، دستمزد قانونی دوره زایمان، و پرداختی دوره بیکاری کمک هزینه مسکن، کمک هزینه عائلهمندی، هزینه خواربار و هزینهٔ آمد و رفت، مزایای غیرنقدی، پاداش افزایش تولید، سود سالانه و همچنین هرگونه پرداخت دیگری که توسط کارفرما به کارکنانش پرداخت میشود. بر پایۀ قانونهای ایران، به جبران کاری که کارکنان در سازمان انجام میدهند حقوق و دستمزد پرداخت میشود. دستمزد افراد بر اساس ۴۴ ساعت کار هفتگی تعیین شده و مازاد بر این ساعات مشمول ۴۰٪ افزایش با عنوان اضافه کاری خواهد بود.