اجاری
معنی
(صفت نسبی، منسوب به اجارَة) [عربی: اجاریّ]
[ejāri] = اجارهای
جست و جوی دقیق
اجاری
فرهنگ عمید
(صفت نسبی، منسوب به اجارَة) [عربی: اجاریّ]
[ejāri] = اجارهای
[ejāri] = اجارهای
اجاری
فرهنگ دهخدا
[ ] (اِخ) نامی که در رستاق سمرقند و صغد و بنونکث به منانیّه [ یعنی به پیروان مانی ] دهند. (از ابن الندیم).
اجاری
فرهنگ دهخدا
[اِ ری ی] (ع ص نسبی) منسوب به اجاره.
اجاری
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
اجاری
(عف/صنسبی)ئیجارە، ئیکرێ، بۆکرێ، بەکرێ، بەکرێگیراو، کرهایی، کرێ (خانوویکرێ)، کرێیی،
(عف/صنسبی)ئیجارە، ئیکرێ، بۆکرێ، بەکرێ، بەکرێگیراو، کرهایی، کرێ (خانوویکرێ)، کرێیی،
اجاری
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/اِجاری/
صفت نسبی:
اجاری
1. منسوب به اجاره. اجارهای.
2. :آن محله پر از آپارتمانهای اجاری است مترادفها: (اجاره)، (اجارهای)، (اجاره بها)، (اجاره خانه)، (اجاره دار)، (اجاره شدن)، (اجاره دادن)، (اجاره کردن)
فرهنگ بزرگ سخن
فارسی
آوایش:
/اِجاری/
صفت نسبی:
اجاری
1. منسوب به اجاره. اجارهای.
2. :آن محله پر از آپارتمانهای اجاری است مترادفها: (اجاره)، (اجارهای)، (اجاره بها)، (اجاره خانه)، (اجاره دار)، (اجاره شدن)، (اجاره دادن)، (اجاره کردن)
فرهنگ بزرگ سخن