اجاره دار
معنی
(اسم، صفت فاعلی) [عربی. فارسی]
[ejāredār]
۱. موجر.
۲. مستٲجر.
جست و جوی دقیق
اجاره دار
فرهنگ عمید
(اسم، صفت فاعلی) [عربی. فارسی]
[ejāredār]
۱. موجر.
۲. مستٲجر.
[ejāredār]
۱. موجر.
۲. مستٲجر.
اجاره دار
فرهنگ دهخدا
[اِ رَ / رِ] (نف مرکب)مستأجر.
اجاره دار
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/اِجاره/دار/
صفت:
اجارهدار
1. (مستأجر). (موجر).
2. :روزی که از اجارهداری (دکان) پول گرفتم به میراث پدرم فکر کردم. «(محمدعلی)» مترادفها: (اجاره)، (اجاری)، (اجارهای)، (اجاره بها)، (اجاره خانه)، (اجاره شدن)، (اجاره دادن)، (اجاره کردن)
فرهنگ بزرگ سخن
فارسی
آوایش:
/اِجاره/دار/
صفت:
اجارهدار
1. (مستأجر). (موجر).
2. :روزی که از اجارهداری (دکان) پول گرفتم به میراث پدرم فکر کردم. «(محمدعلی)» مترادفها: (اجاره)، (اجاری)، (اجارهای)، (اجاره بها)، (اجاره خانه)، (اجاره شدن)، (اجاره دادن)، (اجاره کردن)
فرهنگ بزرگ سخن