اتیان
معنی
( اِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) آوردن.
۲- مانند و نظیر چیزی را آوردن.
۳- (مص ل.) انجام دادن.
۴- آمدن.
جست و جوی دقیق
اتیان
فرهنگ معین
( اِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) آوردن.
۲- مانند و نظیر چیزی را آوردن.
۳- (مص ل.) انجام دادن.
۴- آمدن.
۱- (مص م.) آوردن.
۲- مانند و نظیر چیزی را آوردن.
۳- (مص ل.) انجام دادن.
۴- آمدن.
اتیان
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[etyān]
۱. آوردن.
۲. آمدن.
۳. انجام دادن.
۴. [مجاز] جماع کردن؛ همبستر شدن.
〈 اتیان به مثل: [قدیمی] آوردن مثل چیزی؛ نظیر و شبیه آوردن چیزی را.
[etyān]
۱. آوردن.
۲. آمدن.
۳. انجام دادن.
۴. [مجاز] جماع کردن؛ همبستر شدن.
〈 اتیان به مثل: [قدیمی] آوردن مثل چیزی؛ نظیر و شبیه آوردن چیزی را.
اتیان
فرهنگ دهخدا
[اِتْ] (ع مص) آمدن. (زوزنی). || آرمیدن با زن. || بودن. || آوردن.
-اتیان بمثل؛ نظیر و شبیه آوردن چیزی را.
|| کردن کاری را :
به ترک شر و به اتیان خیر دارم امر
همه مخالف امر است ترک و اتیانم.سوزنی.
|| هلاک کردن. || نزدیک رسیدن بلا یا دشمن کسی را. || ارتکاب. ارتکاب ذنوب.
- اتیان البهائم؛(1) مجازات این اتیان تعزیر است. (اصطلاح فقه).
(1) - Bestialite (Droit Musulman, Par A. Querry, Tome 2, p. 533).
-اتیان بمثل؛ نظیر و شبیه آوردن چیزی را.
|| کردن کاری را :
به ترک شر و به اتیان خیر دارم امر
همه مخالف امر است ترک و اتیانم.سوزنی.
|| هلاک کردن. || نزدیک رسیدن بلا یا دشمن کسی را. || ارتکاب. ارتکاب ذنوب.
- اتیان البهائم؛(1) مجازات این اتیان تعزیر است. (اصطلاح فقه).
(1) - Bestialite (Droit Musulman, Par A. Querry, Tome 2, p. 533).
اتیان
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِتیان/
اسم مصدر:
اتیان قدیم
1. آمدن. آوردن. انجام دادن. مانند و نظیر چیزی را آوردن.
2. اقدام کردن، پرداختن.
3. (مجاز): انجام عمل جنسی با کسی.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
عربی
آوایش:
/اِتیان/
اسم مصدر:
اتیان قدیم
1. آمدن. آوردن. انجام دادن. مانند و نظیر چیزی را آوردن.
2. اقدام کردن، پرداختن.
3. (مجاز): انجام عمل جنسی با کسی.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین