اتقان
معنی
( اِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) محکم کردن، استوار کردن.
۲- (اِمص.) استواری.
جست و جوی دقیق
اتقان
فرهنگ معین
( اِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) محکم کردن، استوار کردن.
۲- (اِمص.) استواری.
۱- (مص م.) محکم کردن، استوار کردن.
۲- (اِمص.) استواری.
اتقان
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[etqān] محکم کردن؛ استوار کردن کاری؛ استواری.
[etqān] محکم کردن؛ استوار کردن کاری؛ استواری.
اتقان
فرهنگ دهخدا
[اِ] (ع مص) کاری محکم کردن. (مؤید) (زوزنی) (تاج المصادر). استوار کردن کار. (مؤید) (منتهی الارب). استواری. اِحکام.
- اتقان صُنع؛ در اصطلاح حکمت، اتقان شناختن ادلّه است با علل و ضبط قواعد کلیه است با جزئیات آنها و گفته اند اتقان شناختن است از روی یقین. (تعریفات).
- اتقان صُنع؛ در اصطلاح حکمت، اتقان شناختن ادلّه است با علل و ضبط قواعد کلیه است با جزئیات آنها و گفته اند اتقان شناختن است از روی یقین. (تعریفات).
اتقان
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
اتقان
(اِتقان - ع)
(مصم): پتەوکردن، تۆکمەکردن، قایمکردن،
پتەوی، تۆکمەیی، قایمی،
(مص): شارەزایی، وردەکاری،
(اِتقان - ع)
(مصم): پتەوکردن، تۆکمەکردن، قایمکردن،
پتەوی، تۆکمەیی، قایمی،
(مص): شارەزایی، وردەکاری،
اتقان
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِتقان/
اسم مصدر:
اتقان قدیم
1. استحکام و استواری. محکم کردن، استوار کردن.
2. :به اتقانی تمام، قدم در کار نهی. «(نصرالله منشی)» کهنواژه:
3. اِتقان ممکن است در (زبان معیار باستان) به صورت (اَت) - (قان) تلفظ شده باشد؛ که به معنی گوشت و خون یا گوشت خونآلود بوده است.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین/ فرهنگ شمس
عربی
آوایش:
/اِتقان/
اسم مصدر:
اتقان قدیم
1. استحکام و استواری. محکم کردن، استوار کردن.
2. :به اتقانی تمام، قدم در کار نهی. «(نصرالله منشی)» کهنواژه:
3. اِتقان ممکن است در (زبان معیار باستان) به صورت (اَت) - (قان) تلفظ شده باشد؛ که به معنی گوشت و خون یا گوشت خونآلود بوده است.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین/ فرهنگ شمس