اتحاد

معنی
برابر فارسی
  1. اتحاد
هم‌معنا / پادمعنا
  1. ائتلاف، اتصال، اتفاق، پیوستگی، پیوند، توافق، وحدت، همبستگی، هم‌دستی، همدلی، همراهی، یکدلی، یگانگی، ≠ اختلاف
جست و جوی دقیق

اتحاد

فرهنگ معین

اتحاد

فرهنگ عمید

اتحاد

فرهنگ سره

اتحاد

فرهنگ دهخدا

اتحاد

واژه‌نامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)

اتحاد

واژه‌نامه کاوه (فارسی به کردی)

اتحاد

واژه‌نامه هژار (فارسی به کردی)

اتحاد

واژگان مصوب فرهنگستان

اتحاد

واژگان مصوب فرهنگستان

اتحاد

واژه‌نامه عربی به فارسی

اتحاد

واژه‌نامه آزاد ویکی پدیا

اتحاد

دانشنامه آزاد ویکی پدیا