ابیات
معنی
( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ بیت.
۱- خانهها.
۲- سخنان منظوم.
جست و جوی دقیق
ابیات
فرهنگ معین
( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ بیت.
۱- خانهها.
۲- سخنان منظوم.
۱- خانهها.
۲- سخنان منظوم.
ابیات
فرهنگ عمید
(اسم) [عربی، جمع بیت] (ادبی)
[abyāt] = بیت
[abyāt] = بیت
ابیات
فرهنگ دهخدا
[اَبْ] (ع اِ) جِ بیت. خانه ها. || فردها از شعر :
نبیند کسی نامهء پارسی
دو بیور [ ظ: نوشته ] به ابیات صد بار سی.
فردوسی.
آن ابیات امیر را سخت خوش آمد و همگان بپسندیدند و نسخت کردند. (تاریخ بیهقی). و آنرا به آیات و اخبار و ابیات و اشعار مؤکّد گردانیده شود. (کلیله و دمنه).
نبیند کسی نامهء پارسی
دو بیور [ ظ: نوشته ] به ابیات صد بار سی.
فردوسی.
آن ابیات امیر را سخت خوش آمد و همگان بپسندیدند و نسخت کردند. (تاریخ بیهقی). و آنرا به آیات و اخبار و ابیات و اشعار مؤکّد گردانیده شود. (کلیله و دمنه).
ابیات
فرهنگ دهخدا
[اَ بی یا] (ع ص، اِ) جِ ابیّه.
ابیات
فرهنگ دهخدا
[اُ بَیْ یا] (ع اِ مصغر) مصغر ابیات، جِ بیت.
ابیات
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
ابیات[ع - ا] (ئەبیات - ebyat)بەیتی شیعر، ماڵان.
ابیات
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ابیات
(ع/ا/ج)بەیتەکان،
(ع/ا/ج)بەیتەکان،
ابیات
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اَبیات/
اسم:
ابیات
1. بیتها، جمع (بیت). سخنان منظوم. خانهها.
2. :ابیات ممکن است در (زبان معیار باستان) به صورت (اَ) - بِی - (یات) تلفظ میشده، که به معنی درخواست یا طلب خَم شدن بوده است.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
عربی
آوایش:
/اَبیات/
اسم:
ابیات
1. بیتها، جمع (بیت). سخنان منظوم. خانهها.
2. :ابیات ممکن است در (زبان معیار باستان) به صورت (اَ) - بِی - (یات) تلفظ میشده، که به معنی درخواست یا طلب خَم شدن بوده است.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین