ابوجهل
معنی
(اسم) [عربی] (زیستشناسی)
[abujahl] = هندوانه 〈 هندوانۀ ابوجهل
جست و جوی دقیق
ابوجهل
فرهنگ عمید
(اسم) [عربی] (زیستشناسی)
[abujahl] = هندوانه 〈 هندوانۀ ابوجهل
[abujahl] = هندوانه 〈 هندوانۀ ابوجهل
ابوجهل
فرهنگ دهخدا
[ اَ جَ ] (ع اِ مرکب) نمر. (المزهر). پلنگ. ابوالابرَد. ابوجذامه. ابوالحریش.
ابوجهل
فرهنگ دهخدا
[ اَ جَ ] (اِخ) کنیت اسلامی عمروبن هشام بن مغیرهء مخزومی. و بزمان جاهلیت کنیت او ابوالحکم و معروف به ابن الحنظلیه بود. او با رسول اکرم و دین مسلمانی دشمنی سخت میورزید و مسلمانان را می آزرد. و آنگاه که رسول صلوات اللهعلیه بمدینه هجرت فرمود مردم مکه را بجنگ اهل مدینه برمی آغالید. در غزوهء احد معاذبن عمروبن جموح و معاویه بن عفرا بر وی دست یافته او را بکشتند. او میان مسلمین مثل اعلای عناد و ستیزه است :
بوالحکم نامش بد و بوجهل شد
ای بسا اهل از حسد نااهل شد.مولوی.
بوالحکم نامش بد و بوجهل شد
ای بسا اهل از حسد نااهل شد.مولوی.
ابوجهل
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اَبو/جَهل/
اسم خاص:
ابوجهل
1. عموی پیامبر معاندی که در زمان حیات پیامبر به مخالفت با رسالت او پرداخت. واژههای مشتق شده: (خربزه ابوجهل)، (هندوانه ابوجهل)
فرهنگ شمس
عربی
آوایش:
/اَبو/جَهل/
اسم خاص:
ابوجهل
1. عموی پیامبر معاندی که در زمان حیات پیامبر به مخالفت با رسالت او پرداخت. واژههای مشتق شده: (خربزه ابوجهل)، (هندوانه ابوجهل)
فرهنگ شمس