ابلک
معنی
(اَ لَ) (اِ.) گیاهی از تیره اسفناجیان که در بیابانهای خشک روید و شاخههای بسیار دارد و دارای دانههای دو شاخ است که باد آن را به آسانی از جا میکند.
جست و جوی دقیق
ابلک
فرهنگ معین
(اَ لَ) (اِ.) گیاهی از تیره اسفناجیان که در بیابانهای خشک روید و شاخههای بسیار دارد و دارای دانههای دو شاخ است که باد آن را به آسانی از جا میکند.
ابلک
فرهنگ عمید
(صفت)
[ablak]
۱. ‹ابلوک› [قدیمی] = ابلق
۲. (اسم) (زیستشناسی) گیاهی با شاخههای باریک و برگها و دانههای ریز سهپهلو که در بیابانهای خشک میروید و با وزش باد از جا کنده میشود.
[ablak]
۱. ‹ابلوک› [قدیمی] = ابلق
۲. (اسم) (زیستشناسی) گیاهی با شاخههای باریک و برگها و دانههای ریز سهپهلو که در بیابانهای خشک میروید و با وزش باد از جا کنده میشود.
ابلک
فرهنگ دهخدا
[اَ لَ] (ص، اِ) بگفتهء لغت نامه نویسان فارسی، اصل کلمهء ابلق عرب و بهمان معنی است و شاهد ذیل را نیز از سیف اسفرنگ می آورند :
تا سوی او نکشد دولت تو بیش کمان
خصم شاد است بدلجوئی تیر ناوک
گر بداند که بدور تو دورنگی عیب است
صبح صادق نکند ادهم شب را ابلک.
ابلوک را نیز مرادف آن شمرده اند. والله اعلم.
تا سوی او نکشد دولت تو بیش کمان
خصم شاد است بدلجوئی تیر ناوک
گر بداند که بدور تو دورنگی عیب است
صبح صادق نکند ادهم شب را ابلک.
ابلوک را نیز مرادف آن شمرده اند. والله اعلم.
ابلک
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
ابلک[ص] (ئەبلەک - eblek)بازگ، بەڵەک.
ابلک
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ابلک
(ا)
ئەبرەش، ئهبڵەق، ئەوڵەق، بازگ، بازو، بازە، بازەڵە، بەڵەک، پیسە، چیل، دووپڵ، دووڕەنگ، کاسەڵە، ماچیل، هەبڵەق،
بابردووک، پوورئاشۆکە، قانگەلاشک، کەنگرەکەرە،
(ا)
ئەبرەش، ئهبڵەق، ئەوڵەق، بازگ، بازو، بازە، بازەڵە، بەڵەک، پیسە، چیل، دووپڵ، دووڕەنگ، کاسەڵە، ماچیل، هەبڵەق،
بابردووک، پوورئاشۆکە، قانگەلاشک، کەنگرەکەرە،
ابلک
گویش بلوچی
اَبلک
اَبلک :( اَبْ ۔۔ لَکْ) ھر چیزے کہ دو رنگ بہ بیت (پارسی :اَبلَک، تازی :ابلق)
اَبلک :( اَبْ ۔۔ لَکْ) ھر چیزے کہ دو رنگ بہ بیت (پارسی :اَبلَک، تازی :ابلق)
ابلک
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
(اَ لَ)
اسم:
1. گیاهی از تیرة اسفناجیان که در بیابانهای خشک روید و شاخههای بسیار دارد و دارای دانههای دو شاخ است که باد آن را به آسانی از جا میکند.
فرهنگ لغت معین
اسم:
1. گیاهی از تیرة اسفناجیان که در بیابانهای خشک روید و شاخههای بسیار دارد و دارای دانههای دو شاخ است که باد آن را به آسانی از جا میکند.
فرهنگ لغت معین
ابلک
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
اَبَلَکها (Ceratocarpus) سردهای (جنسی) از گیاهان علفی است، از تیرهٔ تاجخروسان (Amaranthaceae) و زیرتیرهٔ اسفناجیان (Chenopodiaceae). «ابلک» گیاهیست علفی، پهنبرگ، بوتهای و یکساله. ابلک شاخههای بسیار دارد و باد آن را به آسانی از جا برمیکند. ارتفاع این گیاه از پایه تا نوک بلندترین شاخه و برگش، بین ۵-۳۰ سانتیمتر میباشد. برگهایش تسمهشکل و نوکتیز است. بهار گل میکند، تابستان و تیرماه تخم میبندد؛ در نوک تخمش دو خار دراز دارد (به بیانی دیگر، دانههای (تخمهای) دو شاخ دارد). به خاطر همین ویژگیها، به ابلک سرشاخی یا میوه شاخی نیز میگویند. ابلک، خوراک خوبی برای گوسفند، بز، اسپ و شتر است. ابلک در دورهٔ تخمبندی ۲٫۴-۶٫۵٪ پروتئین و ۱٫۹-۲٪ چربی دارد.واژهٔ «اَبَلَک» از زبان فارسی به زبانهای ترکی آسیای میانه نیز راه یافتهاست و ایشان هم این گیاه را به شیوهٔ همسان (با تلفظ «اِبِلِک») میخوانند.