ابلغ
معنی
(اَ لَ) [ ع. ] (ص تف.) بلیغ تر، رساتر.
جست و جوی دقیق
ابلغ
فرهنگ معین
(اَ لَ) [ ع. ] (ص تف.) بلیغ تر، رساتر.
ابلغ
فرهنگ عمید
(صفت) [عربی] [قدیمی]
[ablaq] بلیغتر؛ رساتر.
[ablaq] بلیغتر؛ رساتر.
ابلغ
فرهنگ دهخدا
[اَ لَ] (ع ن تف) بلیغ تر. رساتر: ابلغ از قس بن ساعدهء ایادی. کنایه ابلغ از تصریح است.
ابلغ
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
ابلغ[ع - ص - ت] (ئەبلەغ - eblex)ڕەوانتر، بەزوانتر، رەوانبێژتر.
ابلغ
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ابلغ
(ع/صتف)دەمپاراوتر، زمانپاراوتر، قسەڕەوانتر،
(ع/صتف)دەمپاراوتر، زمانپاراوتر، قسەڕەوانتر،
ابلغ
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اَبلَغ/
صفت:
ابلغ قدیم
1. رساتر، گویاتر، بلیغتر.
2. :تعظیمی کردم که در ادای تشکر، ابلغ از هر عبارت است. «(مخبرالسلطنه)»
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
عربی
آوایش:
/اَبلَغ/
صفت:
ابلغ قدیم
1. رساتر، گویاتر، بلیغتر.
2. :تعظیمی کردم که در ادای تشکر، ابلغ از هر عبارت است. «(مخبرالسلطنه)»
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین