ابلاس
معنی
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[eblās]
۱. مٲیوس شدن؛ ناامید شدن.
۲. اندوهگین شدن.
جست و جوی دقیق
ابلاس
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[eblās]
۱. مٲیوس شدن؛ ناامید شدن.
۲. اندوهگین شدن.
[eblās]
۱. مٲیوس شدن؛ ناامید شدن.
۲. اندوهگین شدن.
ابلاس
فرهنگ دهخدا
[اِ] (ع مص) مأیوس کردن. ناامید کردن. || ناامید شدن. نومید شدن. مأیوس گشتن. || آواز نکردن ناقه از غایت خواهش گشن. || متحیر و اندوهگین و شکسته خاطر گردیدن. شکسته و اندوهگین شدن. غمگین شدن. || خاموش ماندن از اندوه. || بریده حجت شدن.
ابلاس
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
ابلاس[ع - مص] (ئیبلاس - iblas)بێ ئومێدبوون، خەمبار بوون.
ابلاس
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ابلاس
(ع/مصل)بێهێڤیبوون، خەمباربوون، ناهومێدبوون، هیوابڕان،
(ع/مصل)بێهێڤیبوون، خەمباربوون، ناهومێدبوون، هیوابڕان،