ابداعی
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ابداعی
(عف/صنسبی)شێوەکاریبێپێشینە، شتینوێوپێشترنهبوو، نوێکارانە،
(عف/صنسبی)شێوەکاریبێپێشینە، شتینوێوپێشترنهبوو، نوێکارانە،
ابداعی
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/اِبداعی/
صفت نسلی:
ابداعی
1. منسوب به (ابداع)؛ نو پدید آمده، (ابتکاری).
2. :راه حل ابداعی، ماشین ابداعی. برای شناسایی هر چیز، خاصه اگر ترکیبی ابداعی باشد ... فهم تحلیلی لازم است. «(زرینکوب)» واژههای مشتق شده: (فیلمنامه ابداعی)، (موسیقی متن ابداعی)
فرهنگ بزرگ سخن
فارسی
آوایش:
/اِبداعی/
صفت نسلی:
ابداعی
1. منسوب به (ابداع)؛ نو پدید آمده، (ابتکاری).
2. :راه حل ابداعی، ماشین ابداعی. برای شناسایی هر چیز، خاصه اگر ترکیبی ابداعی باشد ... فهم تحلیلی لازم است. «(زرینکوب)» واژههای مشتق شده: (فیلمنامه ابداعی)، (موسیقی متن ابداعی)
فرهنگ بزرگ سخن