ابتیاع
معنی
(اِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) خریدن.
۲- (اِمص.) خریداری، خرید.
۳- فروش.
هممعنا / پادمعنا
- بیع، خرید، سودا، شراء، فروش، معامله
جست و جوی دقیق
ابتیاع
فرهنگ معین
(اِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) خریدن.
۲- (اِمص.) خریداری، خرید.
۳- فروش.
۱- (مص م.) خریدن.
۲- (اِمص.) خریداری، خرید.
۳- فروش.
ابتیاع
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی]
[ebtiyā] خریدن؛ خریداری کردن؛ خریداری.
[ebtiyā] خریدن؛ خریداری کردن؛ خریداری.
ابتیاع
فرهنگ دهخدا
[اِ] (ع مص) خریدن. خریداری. خرید. بازخریدن. || فروش. فروخت.
ابتیاع
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
ابتیاع[ع - مص - ل] (ئیبتیاء - ibtîya)کڕین، سانای.
ابتیاع
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ابتیاع
(ع/مصم)ئەسەی، سانای، ساندن، سنیای، سەندن، سەنن، کڕیاری، کڕیان، کڕین،
(ع/مصم)ئەسەی، سانای، ساندن، سنیای، سەندن، سەنن، کڕیاری، کڕیان، کڕین،
ابتیاع
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِبتِیاع/
اسم مصدر:
ابتیاع
1. خریدن، خریداری. خرید یا فروش.
2. : پیش از ابتیاع پارچه مشعوف بودم. «(بزرگعلوی)»
فرهنگ بزرگ سخن
(En:buy)
عربی
آوایش:
/اِبتِیاع/
اسم مصدر:
ابتیاع
1. خریدن، خریداری. خرید یا فروش.
2. : پیش از ابتیاع پارچه مشعوف بودم. «(بزرگعلوی)»
فرهنگ بزرگ سخن
(En:buy)