ابتلاع
معنی
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) بلعیدن، فرو دادن، قورت دادن.
برابر فارسی
- ابتلاع
جست و جوی دقیق
ابتلاع
فرهنگ معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) بلعیدن، فرو دادن، قورت دادن.
ابتلاع
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[ebtelā] به گلو فروبردن؛ بلعیدن.
[ebtelā] به گلو فروبردن؛ بلعیدن.
ابتلاع
فرهنگ سره
اوباریدن؛ فروبردن
ابتلاع
فرهنگ دهخدا
[اِ تِ] (ع مص) فروبردن با حلق و گلو. بلع. (زوزنی). بگلو فروبردن. بلعیدن. فروبردن. فرودادن. تو دادن. قورت دادن (در تداول عامه).
ابتلاع
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ابتلاع
(ع/مصل)چۆقدان، دابەلاندن، دابەلیاندن، داپەچین، داعووران، داقورتان، داقورتاندن، داقورچاندن، داوران(قورتبده: بداوره)، سولداین، قووتدان، قووتدای، قووتکردن، قورتاندن، قورتیک، قورچاندن، قووچاندن، قوویتدان، قهپاندن، لرفدان(حیوان)، لووشدان، ڵهپاندن، ڵهپنەی، هاپنەی، هشافتن، هشاڤتن، هڵوفاندن، هەڵلووشین،
(ع/مصل)چۆقدان، دابەلاندن، دابەلیاندن، داپەچین، داعووران، داقورتان، داقورتاندن، داقورچاندن، داوران(قورتبده: بداوره)، سولداین، قووتدان، قووتدای، قووتکردن، قورتاندن، قورتیک، قورچاندن، قووچاندن، قوویتدان، قهپاندن، لرفدان(حیوان)، لووشدان، ڵهپاندن، ڵهپنەی، هاپنەی، هشافتن، هشاڤتن، هڵوفاندن، هەڵلووشین،
ابتلاع
واژهنامه عربی به فارسی
در هنج , در هنگ , قورت دادن , داخل معده کردن , فرو بري
ابتلاع
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِبتِلاع/
اسم مصدر:
ابتلاع قدیم
1. بلعیدن، فرو دادن، قورت دادن.
2. :حلقوم از ابتلای یبوست در ابتلاع آب دهان عاجز گشت. «(خنجی)»
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
عربی
آوایش:
/اِبتِلاع/
اسم مصدر:
ابتلاع قدیم
1. بلعیدن، فرو دادن، قورت دادن.
2. :حلقوم از ابتلای یبوست در ابتلاع آب دهان عاجز گشت. «(خنجی)»
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین