ابتدایی
معنی
(اِ تِ) [ ع. ابتدائی ] (ص نسب.) مقدماتی، اولی، آغاز. ؛مدرسه ~مدرسهای که در آن نخستین دوره تحصیل را فراگیرد.
برابر فارسی
- ابتدایی
هممعنا / پادمعنا
- آغازین، اولی، بدوی، مقدماتی، نخستین ≠ انتهایی
جست و جوی دقیق
ابتدایی
فرهنگ معین
(اِ تِ) [ ع. ابتدائی ] (ص نسب.) مقدماتی، اولی، آغاز. ؛مدرسه ~مدرسهای که در آن نخستین دوره تحصیل را فراگیرد.
ابتدایی
فرهنگ سره
آغازین؛ ساده
ابتدایی
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ابتدایی
(عف/صنسبی)
بەرایی، سەرهتایی،
دواکەوتوو(جوامع ابتدائی)، ڕەمەکی،
(عف/صنسبی)
بەرایی، سەرهتایی،
دواکەوتوو(جوامع ابتدائی)، ڕەمەکی،
ابتدایی
واژهنامه هژار (فارسی به کردی)
سهرهتایی
ابتدایی
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِبتِدایی/
صفت نسبی:
ابتدایی
1. منسوب به (ابتدا)؛ آغازین، اولیه.
2. تکامل نیافته، بدوی. اقوام بَدوی.
3. نخستین دوره آموزش درسی از کلاس اوّل تا پنجم دبستان.
4. مقدماتی، اولی، آغاز. مدرسه ابتدایی مدرسهای که در آن نخستین دوره تحصیل را فراگیرند.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
عربی
آوایش:
/اِبتِدایی/
صفت نسبی:
ابتدایی
1. منسوب به (ابتدا)؛ آغازین، اولیه.
2. تکامل نیافته، بدوی. اقوام بَدوی.
3. نخستین دوره آموزش درسی از کلاس اوّل تا پنجم دبستان.
4. مقدماتی، اولی، آغاز. مدرسه ابتدایی مدرسهای که در آن نخستین دوره تحصیل را فراگیرند.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین