ابانت
معنی
(اِ نَ) [ ع. ابانه ] = ابانه:
۱- (مص م.) آشکار کردن، واضح ساختن.
۲- (مص ل.) پیدا شدن، ظهور.
جست و جوی دقیق
ابانت
فرهنگ معین
(اِ نَ) [ ع. ابانه ] = ابانه:
۱- (مص م.) آشکار کردن، واضح ساختن.
۲- (مص ل.) پیدا شدن، ظهور.
۱- (مص م.) آشکار کردن، واضح ساختن.
۲- (مص ل.) پیدا شدن، ظهور.
ابانت
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی: ابانة] ‹ابانه› [قدیمی]
[ebānat]
۱. آشکار کردن؛ واضح ساختن؛ هویدا ساختن.
۲. جدا کردن.
۳. پیدا شدن؛ آشکار شدن.
[ebānat]
۱. آشکار کردن؛ واضح ساختن؛ هویدا ساختن.
۲. جدا کردن.
۳. پیدا شدن؛ آشکار شدن.
ابانت
فرهنگ دهخدا
[اِ نَ] (ع مص) اِبانه. پیدا کردن. آشکار کردن. روشن کردن. هویدا کردن. || آشکار گفتن. || پیدا شدن. آشکار شدن. هویدا شدن. || پیدائی. ظهور. روشنی. هویدائی. آشکاری. بداهت. || جدا کردن. || بشوی دادن دختر را.
ابانت
فرهنگ دهخدا
[اِ نَ] (ع اِ) ابانه. دارودسته. ایل و اُبَه.
ابانت
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِبانَت/
اسم مصدر:
ابانت قدیم
1. روشن کردن، آشکار کردن، واضح ساختن. پیدا شدن، ظهور. (ابانة).
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین/ فرهنگ شمس
عربی
آوایش:
/اِبانَت/
اسم مصدر:
ابانت قدیم
1. روشن کردن، آشکار کردن، واضح ساختن. پیدا شدن، ظهور. (ابانة).
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین/ فرهنگ شمس