آل
فرهنگ معین
[ ع. ] (اِ.) دودمان، طایفه.
آل
فرهنگ معین
[ ع. ] (اِ.) جایی در بیابان که به هنگام تابش آفتاب همچون آب نماید، سراب.
آل
فرهنگ معین
(اِ.) نام موجودی موهوم که عوام معتقدند ب ه زن تازه زا آسیب میرساند، به همین علت افرادی به مدت شش تا ده روز، تا صبح بالای سر زائو بیدار میماندند.
آل
فرهنگ معین
[ په. ]
۱- (ص.) سرخ، سرخ کم رنگ.
۲- (اِ.) نام درختی که از ریشه آن رنگی سرخ میگیرند و جامه باآن به رنگ سرخ درمی آورند.