گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۳۲۶

وحشی بافقی
من اگر این بار رفتم ، رفتم آزارم مکن این تغافلهای بیش از پیش در کارم مکن
پای برگشتن نخواهم داشت خواهم رفت و ماند در تماشا گاه دیگر نقش دیوارم مکن
بنده می خواهی ز خدمتکار خود غافل مباش می شود ناگه کسی دیگر خریدارم مکن
من که مستم مجلست گر هست و میر مجلسی بزم خود افسرده خواهی کرد هشیارم مکن
عزت سگ هست در کوی تو وحشی خود چه کرد گر چه عاشق خوار می باید، چنین خوارم مکن