گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۶۱

وحشی بافقی
از تو همین تواضع عامی مرا بس است در هفته ای جواب سلامی مرا بس است
نی صدر وصل خواهم و نی پیشگاه قرب همراهی تو یک دو سه گامی مرا بس است
بیهوده گرد عرصهٔ جولانگه توام گاهی کرشمه ای و خرامی مرا بس است
خمخانه ای نمی طلبم از شراب وصل یک قطره بازمانده جامی مرا بس است
وحشی مگو، بگو سگ کو ، بلکه خاک راه یعنی ز تو نوازش مامی مرا بس است