دیوان اشعار

وحدت کرمانشاهی

غزل شمارهٔ 46

وحدت کرمانشاهی
از آن می شفقی رنگ یک دو جامم ده دمی خلاصی ازین قید ننگ و نامم ده
دوام دور فلک بین و بیوفائی عمر بیا و یک دو سه دوری علی الدوامم ده
ز دور صبح ازل تا دوام شام ابد علی الدوام شب و روز و صبح و شامم ده
از آن میی که کند کسب نور و مهر و هنر بروز روشن ازو در شب ظلامم ده
اگرچه از نگه چشم مست مخمورت مدام مست و خرابم تو هم مدامم ده
نه بیم از عسس و نی ز شحنه ام خوف ست بیار باده و در بزم خاص و عامم ده
اگرچه باده حرامست و مال وقف حلال من این حلال نخواهم از آن حرامم ده
من خراب کجا و نماز و روزه کجا سحر صراحی می در مه صیامم ده
ز داغ دل دگر از عشق غم فزایم کن نه دردسر دگر از عقل ناتمامم ده
شب ست و وجه میم نیست یکدو جامم ده برسم نذر و تصدق چو نیست وامم ده