دیوان اشعار

وحدت کرمانشاهی

غزل شمارهٔ 9

وحدت کرمانشاهی
لبریز تا ز باده نگردید جام ما در نامه ی عمل ننوشتند نام ما
ما را که لعل یار بکامست و می بدور دوران دهر گو که نگردد بکام ما
ما خود خراب و مست شرابیم محتسب نبود خبر ز مستی شرب مدام ما
دارم هوای آنکه زبامش پرم ولی بنموده چین زلف کجش پای دام ما