غزلها

عرفی

غزل شمارهٔ ۲۲۴

عرفی
هر که را نشأ غیرت به سلامت باید در مصاف غم دل تاب اقامت باید
همت اندوده شدن باید ، اگر مرد غمی نه دعای غم و نفرین سلامت باید
جگر تشنه و فرسودگی پای کجاست گر کنی طی ره عشق علامت باید
تا نظر باز کنی جلوه کند دوست، ولی تا تو بیدار شوی صور قیامت باید