غزلها

عرفی

غزل شمارهٔ ۸۹

عرفی
ممنون ترکتازی گردون دل من است آماده ی هزار شبیخون دل من است
هرگز نیامدش به غلط محملی به سر بیهوده گرد وادی مجنون دل من است
صد لاله زار داغ شکفته است بر دلم برگ چمن ز صد افزون دل من است
هر دل ترا نکرد به آهنگ آشنا در مانده ی فسانه و افسون دل من است
در دور دهر سینه ی عرفی و جام زهر در بزم شوق شیشه ی پر خون دل من است