غزلها

عرفی

غزل شمارهٔ ۵۰

عرفی
ناله ام پرورش آموز نهال اثر است ور به دارت بنمایم که سراپا ثمر است
ناله در سینه ی من، یک نفس آرامش نیست در دل خویش اثر کرد، چه کامل اثر است
رهبر بادیه ی عشق، تو را در هر گام نیستی پیشتر و عمر ابد بر اثر است
شرم دار، ای نمک، این زخم فریبی بگذار که دل و چشم من انباشته ی نیشتر است
گرد بازارچه ی عشق بگردم، که در او عافیت سینه فروش و بلا دشنه گر است
عشق را سینه ی سنگ و دل گرم است ضرور حسن نقشی است که هر لوحی از آن بهرور است