غزلها

عرفی

غزل شمارهٔ ۴۹

عرفی
تا کوکبه ی رحمت جاوید بلند است بخت طلب و طالع امید بلند است
آوازه ی رندی به جهان پست نگردد تا زمزمه ی جام ز جمشید بلند است
ما گلخنی یان بس که ز بد نامی راحت از سایه نشینان گل بید بلند است
چون شیونی یان همدمی ما نگرفتند از محفل ما نغمه ی ناهید بلند است
عرفی خبر از جلوه ی معشوق ندارد با ذره بگویند که خورشید بلند است