اشعار پراکنده

سیمین بهبهانی

وفادار

سیمین بهبهانی
بگذار که در حسرت دیدار بمیرم در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم
دشوار بود مردن و روی تو ندیدن بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم
بگذار که چون نالهٔ مرغان شباهنگ در وحشت و اندوه شب تار بمیرم
بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب در بستر اشک افتم و ناچار بمیرم
می میرم از این درد که جان دگرم نیست تا از غم عشق تو دگربار بمیرم
تا بوده ام، ای دوست، وفادار تو بودم بگذار بدانگونه وفاداربمیرم.