اشعار پراکنده

سیمین بهبهانی

سپیدار

سیمین بهبهانی
این حریفان همه هرجایی و پستند و تو نه کم ز پتیاره و پتیاره پرستند و تو نه
این گدایان به تمنای جوی سیم تنم چون چنار از سر خواهش همه دستند و تو نه
چون سپیدار رز آویخته، این بی ثمران خویشتن را ثمر عاریه بستند و تو نه
از تنم فرش هوس بافته خواهند و به عهد رشته صد مرحله بستند و گسستند و تو نه
جرعه نوشان قلندروش سرگردانند یک شب از صد خم و صد خمکده مستند و تو نه
دامن هر که گذشت از برشان، بگرفتند گل خارند و به هر دشت نشستند و تو نه
ماه افتاده در آبند و سراپا به دروغ رونق خویش به یک موج شکستند و تو نه
لیک با این همه صد حیف که در بیماری گرد بالین من اینان همه هستند و تو نه.