اشعار پراکنده

سیمین بهبهانی

حسود

سیمین بهبهانی
خیال روی تو در خاطرم در آویزد چو کودکی که به دامان مادر آویزد
ز انتخاب فرومانده ام، که عشق و عفاف دو کفه یی ست که با هم برابر آویزد
چه التفات به اشکم کنی، که مستان را چه غم دو قطرهٔ می گر ز ساغر آویزد
چو ابر تیره حسودم، روا ندارم چرخ ز بام غیر تو را همچو اختر آویزد
به خانه گذر چه اسیرم، خیال من با توست درخت بارور از بام و در سر آویزد
سحر به دامن یادت سرشک من آویخت چو شبنمی که به دامان گل درآویزد