غزلیات ناتمام و اشعار پراکنده

شاطرعباس صبوحی

تعبیر خواب پریشان

شاطرعباس صبوحی
آهوی چشم تو نازم که چو نخجیر کند شیر را گیرد و در زلف تو، بزنجیر کند
تکیه بر گوشۀ ابرو زده چشمت، آری ترک، چون مست شود، دست به شمشیر کند
بی سبب خون من آن ابروی پیوسته نریخت رنگ را خواست که پاک از دم شمشیر کند
دیده ام خواب پریشانی و، هر کس شنود بر سر زلف پریشان تو، تعبیر کند