غزلیات

شاطرعباس صبوحی

تعبیر خواب

شاطرعباس صبوحی
خواب دیدم که همی خون ز کنارم می رفت رفت تعبیر که از قلب فگارم می رفت
به هوای سر زلفین خم اندر خم او از کف صبر و وفا رشتۀ تارم می رفت
شام هجران تو، از اول شب تا به سحر خون دل متصل از دیده قرارم می رفت
دوش می رفت چو جان از برم و از پی او تاب و آرام دل و قلب فگارم می رفت
تا دم صبح، مرا از اثر فکر و خیال چون حوادث سر شب تا بشمارم می رفت
آنکه در زندگیم پا به سر من ننهاد کاش می مردم و از خاک مزارم می رفت
گر صبوحی مرا قدرت تقریر نبود از سر کلک همی مشک تتارم می رفت