غزلیات

شاطرعباس صبوحی

جستجو

شاطرعباس صبوحی
چه خونبها به از این کشتگان کوی تو را که بنگرند به محشر، دوباره روی تو را
تمام، گمشدگان ره توئیم و کنیم به هر طریق که باشیم، جستجوی تو را
دم مسیح که گویند روح پرور بود یقینم آنکه به لب داشت گفتگوی تو را
ز غصه، چون پر کاهی شود ز قصۀ من اگر به کوه دهم شرح، آرزوی تو را
سبو کشان محبت کشند دوش به دوش اگر گناه دو عالم بود سبوی تو را
به خود مناز و مخند اینقدر به گریه من که آب چشم من، افزوده آبروی تو را
ز آب دیده صبوحی وضو مساز که خون مضاف باشد و باطل کند وضوی تو را