گزیدهٔ غزلیات

شهریار

غزل شمارهٔ ۱۵۷ - ماه هنرپیشه

شهریار
تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی یک عمر قناعت نتوان کرد الهی
دیریست که چون هاله همه دور تو گردم چون بازشوم از سرت ای مه به نگاهی
بر هر دری ای شمع چو پروانه زنم سر در آرزوی آن که بیابم به تو راهی
نه روی سخن گفتن و نه پای گذشتن سرگشته ام ای ماه هنرپیشه پناهی
در فکر کلاهند حریفان همه هشدار هرگز به سر ماه نرفته است کلاهی
بگریز در آغوش من از خلق که گلها از باد گریزند در آغوش گیاهی
در آرزوی جلوه مهتاب جمالش یا رب گذراندیم چه شبهای سیاهی
یک عمر گنه کردم و شرمنده که در حشر شایان گذشت تو مرا نیست گناهی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل بیانگر اوج اشتیاق، حیرت و سرگشتگی عاشق در برابر معشوقی است که فراتر از دسترسِ مادی قرار دارد. شاعر در این ابیات، ناتوانی خود را در دستیابی به وصال، و تقابلِ شورِ درونی‌اش با حقیقتِ دست‌نیافتنی محبوب ترسیم می‌کند.

فضای شعر آمیخته‌ای از تغزل و عرفان است که در آن، محبوب با صفاتی همچون ماه و شمع ستوده شده و جایگاهی متعالی دارد. شاعر ضمن ابراز شرمساری از خود، پیوندی میان رنجِ تنهایی و آرزویِ وصال برقرار می‌کند.

معنای روان

تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی یک عمر قناعت نتوان کرد الهی

تا کی باید تنها به یک نگاه به تو قانع باشم؟ یک عمر نمی‌توان تنها با نگاهی کوتاه سپری کرد، خدایا (این وضع دشوار است).

نکته ادبی: الهی در اینجا به عنوان ندای استمداد و درد دل با معشوق یا پروردگار به کار رفته است.

دیریست که چون هاله همه دور تو گردم چون بازشوم از سرت ای مه به نگاهی

مدت‌هاست که مانند هاله، پیوسته دور تو می‌گردم؛ ای ماهِ من، کی می‌شود که از گردِ تو بودن رها شوم و با یک نگاه به وصل تو برسم؟

نکته ادبی: هاله در اینجا استعاره از حضورِ همیشگی و مدارِ عاشق در اطراف معشوق است.

بر هر دری ای شمع چو پروانه زنم سر در آرزوی آن که بیابم به تو راهی

ای معشوق که چون شمعی هستی، من مانند پروانه به هر دری می‌زنم تا شاید راهی به سوی تو پیدا کنم.

نکته ادبی: شمع و پروانه از کهن‌الگوهای شعر فارسی برای بیانِ سوختن و شیداییِ عاشق در برابر محبوب است.

نه روی سخن گفتن و نه پای گذشتن سرگشته ام ای ماه هنرپیشه پناهی

نه توانِ سخن گفتن دارم و نه پایِ دور شدن؛ ای ماهِ زیبا و فریبنده، حیران و سرگشته‌ام، پناهی به من بده.

نکته ادبی: ماه هنرپیشه ترکیبی وصفی است که به زیبایی خیره‌کننده و جذابیت‌هایِ معشوق اشاره دارد.

در فکر کلاهند حریفان همه هشدار هرگز به سر ماه نرفته است کلاهی

حریفان همگی به فکر کسب مقام و شهرت (کلاه) هستند، اما هشدار که زیبایی تو فراتر از این تعلقات است و هرگز کلاهی بر سرِ ماه (تو) نمی‌رود.

نکته ادبی: کلاه بر سر ماه رفتن کنایه از ناتوانیِ دیگران در دست‌اندازی یا محدود کردنِ حقیقتِ متعالی معشوق است.

بگریز در آغوش من از خلق که گلها از باد گریزند در آغوش گیاهی

از میانِ مردم بگریز و به آغوش من پناه بیاور؛ چرا که گل‌ها نیز از گزندِ باد به آغوشِ گیاهانِ دیگر پناه می‌برند.

نکته ادبی: این بیت دارای تشبیه تمثیلی برای نشان دادن آسیب‌پذیری و نیاز به مأمن است.

در آرزوی جلوه مهتاب جمالش یا رب گذراندیم چه شبهای سیاهی

خدایا! چه شب‌های تاریک و دشواری را به امید دیدنِ جلوه‌یِ نورِ چهره‌ی تو سپری کردیم.

نکته ادبی: مهتابِ جمال اضافه‌ای تشبیهی است که چهره‌ی محبوب را به نورِ هدایتگرِ ماه تشبیه می‌کند.

یک عمر گنه کردم و شرمنده که در حشر شایان گذشت تو مرا نیست گناهی

یک عمر گناه کردم و حالا شرمنده‌ام، چرا که گناهان من آن‌قدر ناچیز است که حتی لایقِ بزرگواری و بخششِ تو نیست.

نکته ادبی: این نگاهی متفاوت به توبه است که در آن گناهکار، خود را کوچک‌تر از آن می‌داند که مورد عفوِ آن محبوبِ متعالی قرار گیرد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون هاله، چون پروانه

به کارگیری تشبیهاتِ آشکار برای نشان دادنِ ارادتِ مداوم و سوختنِ عاشق در مدارِ معشوق.

استعاره شمع، ماه

استفاده از نمادهای کلاسیک برای نشان دادنِ نورانیت، زیبایی و دوریِ دست‌نیافتنیِ معشوق.

کنایه کلاه بر سر ماه نرفته است

کنایه از اینکه معشوقِ حقیقی، فراتر از جاه‌طلبی‌ها و معیارهای مادیِ رقیبان است.

تمثیل گل‌ها از باد گریزند در آغوش گیاهی

استفاده از طبیعت برای ملموس کردنِ مفهومِ پناه بردنِ عاشق به معشوق.