گزیدهٔ غزلیات

شهریار

غزل شمارهٔ ۱۳۶ - مکتب طبیعت

شهریار
فریب رهزن دیو و پری تو چون نخوری که راه آدم و حوا زده است دیو و پری
به پرده داری شب بود عیب ما پنهان ولی سپیده دمان میرسد پرده دری
سرود جنگل و دریاچه سنفونیهایی است برون ز دایره درک و رانش بشری
به باغ چهچه سحر بلبلان سحر به کوه قهقه شوق کبکهای دری
زمینه ایست سکوت از برای صوت و صدا ولی سکوت طبیعت ز بان لال و کری
از آن زمان که دلم در به در ترا جوید حبیب من چه دلی داده ام به در به دری
سرشک و دیده جمال تو می نمایندم یکی به آینه سازی دگر به شیشه گری
به تیر عشق تو تا سینه ها سپر نشود چه عمرها که به بیهوده می شود سپری
پناه سایه آزادگی است بر سر سرو که جور اره نبیند به جرم بی ثمری
تو شهریار به دنبال خواجه رو تنها که این مجامله هم برنیامد از دگری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، بازتابی از اندیشه‌های شهریار در باب تلاطمات زندگی، فریب‌های دنیوی و جست‌وجوی حقیقت است. شاعر با نگاهی حکیمانه، خواننده را از افتادن در دام وسوسه‌هایی که حتی اسطوره‌های نخستین بشر (آدم و حوا) را گرفتار کرده‌اند، برحذر می‌دارد و بر اهمیت هوشیاری در برابر ظاهر فریبنده روزگار تأکید می‌ورزد.

در ادامه، شاعر از میان هیاهوی طبیعت و موسیقی پنهان در خلقت، به سوی درونیات خود بازمی‌گردد و از رنجِ عاشقی و سرگشتگی سخن می‌گوید. او با تمسک به نمادهایی چون سرو و ارجاع به حکمتِ بزرگان (خواجه شیراز)، نتیجه می‌گیرد که راهِ رهایی از بطالت و رسیدن به مقصود، نه در هیاهوی جهان، بلکه در دنبال‌کردنِ راهِ آزادگان و عارفانِ حقیقت‌جو نهفته است.

معنای روان

فریب رهزن دیو و پری تو چون نخوری که راه آدم و حوا زده است دیو و پری

فریب نیرنگ‌های وسوسه‌انگیز و دنیوی را نخور؛ چرا که همین وسوسه‌ها بودند که موجب لغزش و هبوط آدم و حوا شدند.

نکته ادبی: دیو و پری در اینجا استعاره از امیال نفسانی و جاذبه‌های فریبنده دنیوی است.

به پرده داری شب بود عیب ما پنهان ولی سپیده دمان میرسد پرده دری

در تاریکی شب می‌توانستیم عیب‌های خود را پنهان کنیم، اما با طلوع سپیده‌دم و آشکار شدن نور حقیقت، تمام اسرار و عیب‌های ما برملا می‌شود.

نکته ادبی: پرده‌دری کنایه از فاش شدن راز و آشکار شدن عیوب است.

سرود جنگل و دریاچه سنفونیهایی است برون ز دایره درک و رانش بشری

صدای طبیعت و نغمه‌های جاری در جنگل و دریاچه، چنان موسیقی عمیق و باشکوهی دارند که درک و فهم بشری قادر به دریافتِ کامل آن‌ها نیست.

نکته ادبی: سیمفونی (سمفونی) وام‌واژه‌ای است که در اینجا برای توصیف هماهنگی و شکوه موسیقیایی طبیعت به کار رفته است.

به باغ چهچه سحر بلبلان سحر به کوه قهقه شوق کبکهای دری

در باغ، نغمه‌های سحرگاهی بلبلان شنیده می‌شود و در کوهستان، صدای قهقهه و شور و شوق کبک‌های دری طنین‌انداز است.

نکته ادبی: استفاده از تضادهای تصویری بین باغ و کوه برای ترسیم گستره زیبایی‌های طبیعت.

زمینه ایست سکوت از برای صوت و صدا ولی سکوت طبیعت ز بان لال و کری

سکوت زمینه‌ای است تا صداها بهتر شنیده شوند، اما سکوتِ خودِ طبیعت، نشان‌دهنده لالی یا کریِ آن نیست، بلکه سکوتی است پرمعنا و عمیق.

نکته ادبی: شاعر سکوت را نه به معنای عدمِ حضور، بلکه به عنوان بستری برای بروز صدا تعریف کرده است.

از آن زمان که دلم در به در ترا جوید حبیب من چه دلی داده ام به در به دری

از آن لحظه‌ای که دلم در جست‌وجوی تو آواره و دربه‌در شد، ای محبوب من، ببین که چه دلی به این راهِ بی‌پایان و سرگشتگی داده‌ام.

نکته ادبی: دربه‌دری در اینجا استعاره از جست‌وجوی بی‌وقفه و شیدایی است.

سرشک و دیده جمال تو می نمایندم یکی به آینه سازی دگر به شیشه گری

اشک چشمانم و خودِ دیدگانم، زیبایی تو را به من نشان می‌دهند؛ گویی یکی چون آینه‌ساز و دیگری چون شیشه‌گر، تو را برای من مجسم می‌کنند.

نکته ادبی: اشاره به دو ابزار (آینه و شیشه) که هر دو برای بازتاب و نمایش جمال معشوق به کار رفته‌اند.

به تیر عشق تو تا سینه ها سپر نشود چه عمرها که به بیهوده می شود سپری

تا زمانی که سینه عاشقان در برابر تیرهای عشقِ تو سپر نشود و خود را فدای این راه نکنند، عمرهای بسیاری به بیهودگی و بی حاصلی سپری خواهد شد.

نکته ادبی: سپری شدن عمر به معنای هدر رفتن زندگی بدون تجربه عشق است.

پناه سایه آزادگی است بر سر سرو که جور اره نبیند به جرم بی ثمری

سرو به این دلیل آزاد و سربلند است که میوه ندارد؛ چرا که اگر میوه‌دار بود، به جرمِ بهره‌مندی، دچار تبر و اره باغبان می‌شد. (آزادگی در بی‌آلایش بودن است).

نکته ادبی: سرو نماد آزادگی و وارستگی است که به خاطر عدم دلبستگی به ثمرات دنیوی از آسیب‌ها در امان است.

تو شهریار به دنبال خواجه رو تنها که این مجامله هم برنیامد از دگری

ای شهریار! تنها به دنبال راه و روش خواجه حافظ شیرازی برو، زیرا این نوع نگاه و عرفان، تنها از او برمی‌آید و از هیچ‌کس دیگر ساخته نیست.

نکته ادبی: خواجه در اینجا اشاره مستقیم به حافظ شیرازی دارد که شهریار او را مراد و پیشوای خود می‌داند.

آرایه‌های ادبی

استعاره دیو و پری

نماد وسوسه‌ها و عوامل فریبنده دنیوی.

کنایه پرده دری

کنایه از آشکار شدن رازها و عیب‌ها.

تضاد سکوت و صدا

ایجاد تقابل برای نشان دادن عمق معنای سکوت در طبیعت.

نماد سرو

نماد انسان آزاده و بی‌تعلق که از آسیب‌های دنیوی در امان است.

تلمیح آدم و حوا

اشاره به داستان هبوط و فریب خوردن نخستین انسان‌ها توسط ابلیس.