گزیدهٔ غزلیات

شهریار

غزل شمارهٔ ۹۱ - عهد قدیم

شهریار
چه شد آن عهد قدیم و چه شد آن یار ندیم خون کند خاطر من خاطره عهد قدیم
چه شدن آن طره پیوند دل و جان که دگر دل بشکسته عاشق ننوازد به نسیم
آن دل بازتر از دست کریمم یارب چون پسندی که شود تنگتر از چشم لئیم
عهد طفلی چو بیاد آرم و دامان پدر بارم از دیده به دامان همه درهای یتیم
یاد بگذشته چو آن دور نمای وطن است که شود برافق شام غریبان ترسیم
یا به آهو روشان انس وصفا ده یارب یا ز صاحبنظران بازستان ذوق سلیم
سیم و زر شد محک تجربه گوهر مرد که سیه باد بدین تجربه روی زر و سیم
دردناک است که در دام شغال افتد شیر یا که محتاج فرومایه شود مرد کریم
نشود مرغ چمن همنفس زاغ و زغن “روح را صحبت ناجنس عذابیست الیم”
دولت همت سلطان قناعت خواهم تا تمنا نکنم نعمت ارباب نعیم
هم از الطاف همایون تو خواهم یارب در بلایای تو توفیق رضا و تسلیم
نقص در معرفت ماست نگارا ور نه نیست بی مصلحتی حکم خداوند حکیم
شهریارا به تو غم الفت دیرین دارد محترم دار به جان صحبت یاران قدیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر بازتاب‌دهنده‌ی اندوه عمیق شاعر از گذر زمان، رنگ باختن وفا و دگرگونی ارزش‌های انسانی است. شاعر با نگاهی حسرت‌بار به گذشته و مقایسه‌ی آن با وضعیت موجود، تضاد میان روح‌های بزرگ و کریم با دنیای مادی و فرومایگان را به تصویر می‌کشد.

درونمایه‌ی اصلی اثر، نقدِ ارزش‌گذاری‌های دنیوی است که انسان‌های آزاده را در تنگنا قرار می‌دهد. شاعر در نهایت، برای رهایی از رنجِ این بی‌پناهی و بی عدالتی‌های روزگار، به دامن «قناعت» و «تسلیم در برابر مشیت الهی» پناه می‌برد و حفظ حرمت دوستان دیرین را یگانه راه آرامش می‌داند.

معنای روان

چه شد آن عهد قدیم و چه شد آن یار ندیم خون کند خاطر من خاطره عهد قدیم

آن پیمان‌های صمیمانه و دوستی‌های عمیقِ گذشته کجا رفتند؟ یادآوری آن دورانِ پیوند و وفاداری، چنان بر دل من فشار می‌آورد که گویی درونم را به خون می‌کشد.

نکته ادبی: «خاطر» در اینجا به معنای دل و ضمیر است. واژه «ندیم» به معنای همنشین و هم‌صحبت است.

چه شدن آن طره پیوند دل و جان که دگر دل بشکسته عاشق ننوازد به نسیم

آن رابطه‌ای که مثل گیسوی یار، دل و جان را به هم گره می‌زد چه شد؟ چرا که اکنون دیگر آن عشق و لطف، دل شکسته‌ی عاشق را با نسیمِ مهربانیِ خود نوازش نمی‌کند.

نکته ادبی: «طره» در اینجا استعاره از رشته‌ی پیوند و عاطفه است.

آن دل بازتر از دست کریمم یارب چون پسندی که شود تنگتر از چشم لئیم

خداوندا، تو چگونه می‌پسندی که دلی که از دستِ بخشنده و کریمِ من بازتر و گشاده‌تر بود، اکنون به خاطر نیاز به افراد پست و فرومایه، این‌قدر تنگ و فشرده شود؟

نکته ادبی: «لئیم» به معنای شخص خسیس و فرومایه است و در مقابل «کریم» (بخشنده) قرار دارد.

عهد طفلی چو بیاد آرم و دامان پدر بارم از دیده به دامان همه درهای یتیم

وقتی دوران کودکی و حمایت‌های پدر را به یاد می‌آورم، از چشمانم اشک‌هایی می‌بارد که مانند دُرّ گران‌بهای یتیمان بر دامنم می‌غلتد.

نکته ادبی: «درهای یتیم» کنایه از اشک‌های ارزشمند و در عین حال مظلومانه شاعر است.

یاد بگذشته چو آن دور نمای وطن است که شود برافق شام غریبان ترسیم

یادآوریِ گذشته، همچون تصویرِ دوردستِ وطن است که در افقِ غروبِ غربت و تنهایی، در ذهنِ انسان ترسیم می‌شود.

نکته ادبی: «شام غریبان» نماد تنهایی و دوری از وطن و اصل خویش است.

یا به آهو روشان انس وصفا ده یارب یا ز صاحبنظران بازستان ذوق سلیم

خداوندا، یا به کسانی که زیبایی و طراوت دارند، صفا و انسانیت عطا کن؛ و یا اگر نمی‌کنی، آن درک و فهمِ ظریف و والای صاحب‌نظران را از آن‌ها بگیر تا رنج نبینند.

نکته ادبی: «آهو روشان» استعاره از معشوقان و زیبارویان است.

سیم و زر شد محک تجربه گوهر مرد که سیه باد بدین تجربه روی زر و سیم

پول و ثروت (سیم و زر) به معیاری برای سنجش ارزش انسان‌ها تبدیل شده است؛ چه بد روزگاری است که شرف انسان با این معیارِ پست سنجیده می‌شود.

نکته ادبی: «محک تجربه» یعنی آزمون و معیار سنجش.

دردناک است که در دام شغال افتد شیر یا که محتاج فرومایه شود مرد کریم

بسیار دردناک است که انسانِ آزاده و بزرگ‌منش (شیر) در دامِ افرادِ پست و بی‌ارزش (شغال) گرفتار شود یا محتاجِ انسانِ فرومایه گردد.

نکته ادبی: تضاد میان شیر (نماد بزرگی) و شغال (نماد پستی) برای القای فاجعه‌ی اجتماعی است.

نشود مرغ چمن همنفس زاغ و زغن “روح را صحبت ناجنس عذابیست الیم”

آدمِ آزاده هرگز با افراد پست‌طینت هم‌نشین نمی‌شود؛ چرا که همنشینیِ روح‌های والا با افراد ناجنس، عذابی دردناک است.

نکته ادبی: «زاغ و زغن» کنایه از افراد حقیر و بی‌مایه است.

دولت همت سلطان قناعت خواهم تا تمنا نکنم نعمت ارباب نعیم

من از خدا دولت و بزرگیِ «قناعت» را می‌خواهم تا هرگز مجبور نشوم چشم به نعمتِ ثروتمندان و صاحبانِ جاه و جلال بدوزم.

نکته ادبی: «ارباب نعیم» به معنای صاحبان ثروت و رفاه دنیوی است.

هم از الطاف همایون تو خواهم یارب در بلایای تو توفیق رضا و تسلیم

خداوندا، از الطافِ الهیِ تو می‌خواهم که در میانِ بلاها و سختی‌هایی که مقدر کرده‌ای، به من توفیقِ راضی بودن و تسلیم شدن عنایت کنی.

نکته ادبی: «رضا و تسلیم» اصطلاحات عرفانی برای پذیرش بی چون و چرای قضا و قدر است.

نقص در معرفت ماست نگارا ور نه نیست بی مصلحتی حکم خداوند حکیم

ای نگار، اگر ما در کار جهان نقصی می‌بینیم، ناشی از کم‌دانشی ماست؛ وگرنه هیچ حکم و قضایِ خداوندِ حکیمی بدون دلیل و مصلحت نیست.

نکته ادبی: اشاره به حکمت الهی و محدودیت فهم بشری در درک عدل خداوند.

شهریارا به تو غم الفت دیرین دارد محترم دار به جان صحبت یاران قدیم

شهریارا! هنوز هم غم و یادِ دوستی‌های قدیمی در دل تو زنده است؛ پس قدرِ همراهیِ یارانِ کهن را با تمامِ وجود بدان.

نکته ادبی: خطاب شاعر به خویشتن است و تخلص (نام ادبی شاعر) در آن آمده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شیر و شغال

شیر نماد انسان‌های کریم و آزاده، و شغال نماد افراد فرومایه و پست است.

تضاد (طباق) کریم و لئیم

تقابل میان بخشندگی و پستی که برای برجسته کردن رنج شاعر به کار رفته است.

کنایه خون کند خاطر من

کنایه از شدتِ اندوه و تأثر شدید قلبی.

تمثیل مرغ چمن و زاغ و زغن

بیانِ ناهمگونیِ روح‌های والا با افراد ناپاک و فرومایه در قالب تمثیل پرندگان.