گزیدهٔ غزلیات

شهریار

غزل شمارهٔ ۲ - مناجات

شهریار
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ماسوا فکندی همه سایه هما را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا
بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب که علم کند به عالم شهدای کربلا را
چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان چو علی که میتواند که بسر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
به امید آن که شاید برسد به خاک پایت چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را
«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی به پیام آشنائی بنوازد آشنا را»
ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر که یکی از درخشان‌ترین سروده‌های ادبیات معاصر در ستایش امام علی (ع) است، با زبانی شیوا و مملو از شور عرفانی و ارادت قلبی، مقام والای آن حضرت را ترسیم می‌کند. فضای حاکم بر شعر، آمیزه‌ای از حیرت، ستایش، و اشتیاق است که در آن شاعر، امام را نه تنها رهبر و پیشوا، بلکه مظهر صفات الهی و واسطه فیض میان خالق و مخلوق می‌داند.

شاعر در این منظومه با بهره‌گیری از بن‌مایه‌های کلاسیک و عرفانی، به توصیف کرامت، جوانمردی، شجاعت و عطوفت بی‌کران امام می‌پردازد و در نهایت، با لحنی فروتنانه و عاجزانه، از او به عنوان دستگیرِ درماندگان و برگرداننده بلا یاد می‌کند. در این اثر، مرز میان ستایش و نیایش به باریکی مویی است که نشان از اتحاد عمیق میان عاشق و معشوق در جهان‌بینی شاعر دارد.

معنای روان

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

ای امام که همچون سیمرغ سعادت‌بخش، تجلی‌گاه رحمت خداوند هستی، چه جایگاه بلند و مقدسی داری که سایه‌ی پربرکتِ رحمتت را بر سر تمامی موجودات جهان گسترانده‌ای.

نکته ادبی: همای رحمت استعاره از وجود پربرکت و سعادت‌بخش است. ماسوا به معنای هر آن چیزی است که غیر از خداست.

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

اگر خواهان شناختن خداوند هستی، کافی است به چهره و سیرت علی بنگری؛ من به درستی سوگند یاد می‌کنم که تنها از طریق شناختن علی بود که توانستم به شناخت واقعی خداوند دست یابم.

نکته ادبی: این بیت ناظر بر مفهوم عرفانی تجلی صفات الهی در وجود معصوم است. رخ علی مجاز از ذات و سیره اوست.

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

به خدا سوگند که در هیچ‌کدام از دو جهان (دنیا و آخرت)، اثر و نشانی از نیستی و فنا باقی نمی‌ماند، زیرا علی به سرچشمه‌ی بقا و جاودانگی دست یافته و بر آن مسلط است.

نکته ادبی: تضاد میان فنا و بقا، هسته مرکزی این بیت است. سرچشمه بقا استعاره از مقام قرب الهی است.

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

ای ابر رحمتِ الهی، اگر تو نبارانی و ما را سیراب نکنی، آتش خشم خداوند همه‌ی هستیِ ماسوا (موجودات عالم) را در دوزخ خواهد سوزاند.

نکته ادبی: سحاب رحمت استعاره از امام است که بارشِ فیض او مانع خشم الهی می‌شود. دوزخ و شرار نمادهای قهر هستند.

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

ای دردمندِ نیازمند، به درِ خانه‌ی علی برو و از او یاری بخواه؛ چرا که او چنان کریمی است که از سر بزرگواری، حتی انگشتر پادشاهی و عزت خود را به گدایی می‌بخشد.

نکته ادبی: اشاره به داستان مشهور بخشیدن انگشتر در رکوع. نگین پادشاهی کنایه از اوج بخشش و ایثار است.

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

چه کسی جز علی را می‌شناسی که به فرزندش درباره‌ی قاتل خودش که اکنون در بند و اسیرِ اوست، دستور بدهد که با او مدارا کن؟

نکته ادبی: جمله پرسشی انکاری است؛ به این معنا که تنها علی چنین صفت والا و جوانمردانه‌ای دارد.

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چه کسی جز علی توانایی آن را دارد که فرزندی همچون ابوالفضل (شگفتی‌آفرین) پرورش دهد که در عالم، شهدای کربلا را سرافراز و بلندآوازه کند؟

نکته ادبی: ابوالعجائب لقبی برای حضرت عباس است. علم کردن به معنای مشهور و پرآوازه کردن است.

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

در میان تمامی بندگانِ پاک‌نهاد که با دوست پیمان می‌بندند، چه کسی می‌تواند همچون علی به عهد و پیمان خود تا پای جان وفا‌دار بماند؟

نکته ادبی: پاکبازان به معنی عاشقان راستین و بی ادعاست. وفا به عهد بالاترین خصلت در این بیت است.

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

نمی‌توانم او را خدا بنامم و نه می‌توانم او را صرفاً بشر عادی بخوانم؛ من در حیرتم که این شهریارِ جوانمردی و حقیقت را چه بنامم.

نکته ادبی: اشاره به حدیث لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار. حیرت شاعر ناشی از مقام برزخی و نوری امام است.

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

ای نسیم رحمت، از تو می‌خواهم که با چشمان گریان و خونینم، غباری از کوی او برایم بیاوری تا آن را به عنوان توتیا و سرمه برای شفای چشمانم استفاده کنم.

نکته ادبی: توتیا به معنای ماده‌ای است که برای تقویت بینایی استفاده می‌شود. در اینجا استعاره از تبرک جستن است.

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

به این امید که شاید پیام‌های پرشور و سوزان دلم به خاکِ پای تو برسد، تمامی رازهای درونم را به نسیم صبا سپرده‌ام.

نکته ادبی: صبا در ادبیات کلاسیک همواره پیام‌رسان میان عاشق و معشوق است.

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

از آنجا که تو به واسطه‌ی دعای نیازمندان، قضا و قدر الهی را تغییر می‌دهی، از تو می‌خواهم که مسیر بلاها و آسیب‌های تقدیری را از جان ما بگردانی.

نکته ادبی: قضا گردان اشاره به قدرت دعا و شفاعت اولیاء الله در تغییر سرنوشت دارد.

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

چرا باید پیوسته مانند نی از اشتیاق او ناله سر دهم؟ وقتی حافظ (لسان‌الغیب) پیش‌تر این نغمه و نوای عاشقانه را به زیباترین شکل نواخته است.

نکته ادبی: لسان‌الغیب تخلص حافظ شیرازی است. اشاره به ارادت شاعر به حافظ و سبک او دارد.

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی به پیام آشنائی بنوازد آشنا را»

تمام شب را در این امید سپری می‌کنم که نسیم صبحگاهی، با رساندن پیامی از آشنایی، دلِ ما آشنایان را آرام و شادمان کند.

نکته ادبی: این بیت تضمین از حافظ است که شاعر برای تایید سخن خود آورده است.

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

ای شهریار، بشنو که پرنده‌ی «یا حق» در نیمه‌شب چه نغمه‌ای سر می‌دهد؛ چقدر زیباست که انسان در دل شب، غم‌های دلش را برای دوست (خدا یا امام) بازگو کند.

نکته ادبی: مرغ یا حق نام پرنده‌ای است که در شب آواز سر می‌دهد و تداعی‌کننده ذکر گفتن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره همای رحمت

تشبیه امام به همای سعادت‌بخش و رحمت الهی.

تلمیح شه ملک لافتی

اشاره به حدیث «لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار» در باب جوانمردی امام علی.

کنایه چشم خون‌فشان

کنایه از گریستن بسیار و بی‌قراری عاشقانه.

تضمین همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی...

استفاده از بیتی از دیوان حافظ شیرازی در جهت تقویت مضمون شعر.