غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۵۰۱

شاه نعمت‌الله ولی
گذری کن به سوی ما گذری نظری کن به حال ما نظری
بر در می فروش معتکفیم خوش مقامی شریف و نیک دری
لیس فی الدار غیره دیار نیست جز وی در این سرا دگری
آتشی در دل است و جان سوزد دم گرمم کند از او اثری
رند مستیم و بی خبر ز جهان که رساند به بی خبر خبری
با من از حور و از بهشت مگو چه کنم بوستان مختصری
بندهٔ سید خراباتیم شدم از بندگیش معتبری