غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۴۷۳

شاه نعمت‌الله ولی
بی عشق مباش یک زمانی کز عشق نکرد کس زیانی
آن آن دارد که عشق دارد بی عشق کسی ندارد آبی
گر دست دهد ز ساقی ما یک جرعهٔ می بخر به جانی
می نوش کنیم و عشق بازیم گر زان که دهد خدا امانی
ساقی قدحی بیار حالی مطرب غزلی بخوان روانی
این علم بدیع نعمت الله بنویس معانی بیانی